|
سه شنبه ۰۴ دی ۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۳۰ |
|
خوشا جانى كه جانانش حسين است
خوشا دردى كه درمانش حسين است
بود فرمانرواى كشور دل
خوشا ملكى كه سلطانش حسین است
به چرخ دين نجوم بيشماريست
ولى ماه درخشانش حسين است
نگردد محفل اسلام تاريك
بلى شمع شبستانش حسين است
به نامش دفتر توحيد مفتوح
خوش آن دفتر كه عنوانش حسين است
حسن جان و عزيز مصطفى بود
ولى آرامش جانش حسين است
به راه عشق پايان نيست ليكن
يقين دارم كه پايانش حسين است
على را بر خليل الله فخريست
بلى جون ذبح عطشانش حسين است
چه صحرايى است يا رب وادى عشق
كه تنها مرد ميدانش حسين است
زمين نينوا هر دم بهار است
چمن پيراى بستانش حسين است
گرش خون خدا خوانم عجب نيست
خدارا اصل قربانش حسين است
بگو اهريمنان كربلا را
كه اين صحرا سليمانش حسين است
|