|
سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۰۵:۱۴ |
|
بگـذار گريـههای تـو بارانیام كند
امواج غصـههای تـو طوفانیام كند
بگذار چشمهای من از وحشت نگاه
باز از سرای محنت تو، فانیام كند
بگذار اشكهای تـو آرام و بیصدا
در قلب من بميرد و قربانیام كند
بگذار دست عاشـق خـود را برابرم
آنگونه مهربان كه چراغانیام كند
بگذار بعد مـردن مـن دستهای تـو
يك مشت از صدای تو ارزانیام كند
شايد هزار بار شكستم، تو اما نيامدی
بگـذار گريـههـای تـو بـارانیام كند
حسان امینی
|