تاریخ امروز
امروز : جمعه
۲۱. اسفند ۱۳۸۸
25. ربيع‌الاول 1431
11. مارس 2010
پربیننده ترین مطالب بخش
بهترینها از نظر کاربران
خانه از دیدگاه روایات پرسش های کودکانه
لیست صفحات
ورود



ما را دنبال کنید
آمار
اعضا : 183
محتوا : 6644
پیوندها : 128
بازدیدهای محتوا : 1528451

پرسش های کودکانه


زیبایی خدا PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۴

 
وقتی گُل خوش‌رنگی را می‌بینی، می‌گویی این گل زیباست؛
زمانی که شعر دلنشینی را می‌شنوی، می‌گویی این شعر زیباست؛
وقتی دل کسی برای فقیران می‌سوزد، می‌گویی چه احساس زیبایی دارد؛
زمانی که دوستت به تو هدیه‌ای می‌دهد، می‌گویی چه کار زیبایی انجام داد؛
وقتی معلمت درسی را به تو و همکلاسی‌هایت یاد می‌دهد، با خودت می‌گویی که معلم، چه خوب و چه زیبا درس را به ما می‌آموزد.

 
حتما زیاد هم شنیده‌ای که می‌گویند صبر زیباست، مهربانی زیباست.
پس  برای این که بگوییم چیزی زیباست، حتما نباید آن را با چشم ببینیم.
زیبایی، فقط برای گُل‌ها، ستاره‌ها، کوه‌ها، رودها، درخت‌ها و انگشترها و دوچرخه‌ها و میزها و صندلی‌ها نیست.
مهربانی هم زیباست. دوست داشتن دیگران هم زیباست. صبر هم زیباست. ایمان به خدا هم زیباست.
زیبایی خدا همان مهربانی و بقیه ویژگی‌های اوست.
آیا هنرمندی خدا در آفرینش آسمان‌ها زیبا نیست؟
آیا قدرت خدا در حرکت دادن زمین به دور خورشید، زیبا نیست؟
آیا گذشت او از بندگان گناهکاری که توبه می‌کنند، زیبا نیست؟
آیا روزی رساندن او به این همه جاندار کوچک و بزرگی که در جهان زندگی می‌کنند، زیبا نیست؟
 
خدا زیباست؛ زیرا او از همه مهربان‌تر است.
خدا زیباست؛ زیرا زیرا او از همه کس هنرمندتر است.
خدا زیباست؛ زیرا او از همه قدرتمندتر است.
خدا زیباست؛ زیرا از همه داناتر است.
خدا زیباست؛ زیرا خیلی زود اشتباه و گناه ما را می‌بخشد.
خدا زیباست؛ چون اجازه داده تا هر وقت خواستیم، بتوانیم با او حرف بزنیم.
خدا زیباست؛ زیرا به ما اجازه داده است که او را دوست خود بدانیم.
بی‌شک، این خدای قدرتمند و مهربان و بخشنده و دانا و هنرمند و دوست‌داشتنی، زیباست.

 
بلند کردن دستان هنگام دعا PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۲۰

 
 
مگر خدا در آسمان است که ما هنگام دعا، دستانمان را به طرف آسمان بلند می‌کنیم؟
آفرین بر تو که این همه باهوش و بادقتی! چه سوال قشنگی به فکرت رسیده است. خدا را شکر که فرزندی مانند تو دارم و خدا را شکر که باز هم فرصتی پیدا شد تا درباره خدای مهربان با هم گفت‌وگو کنیم. با آوردن چند مثال، تلاش می‌کنم که به سوال تو جواب دهم:
عزیز من! وقتی می‌خواهی در کلاس درس حرف بزنی و به معلمت چیزی بگویی، با بلند کردن یک دست، از او اجازه حرف زدن می‌گیری؛
آن وقت که به حرم امام رضا(ع) می‌روی، به عنوان احترام به آن حضرت، دستت را روی سینه‌ات قرار می‌دهی؛
وقتی در روز ۲۲ بهمن، بر ضد دشمنان کشورمان شعار می‌دهی، انشگتان دستت را مشب می‌کنی تا نشان دهی در مبارزه با دشمن، خیلی جدی هستی؛
وقتی نام امام زمان(عج) بُرده می‌شود، دستان کوچکت را بر سرت قرار می‌دهید تا با این کار، نشان دهی که آن حضرت را خیلی دوست داری؛
گاهی که صدای تلویزیون خیلی زیاد است، دستت را روی گوشت می‌گذاری تا خواهرت صدای تلویزیون را کم کند؛
هنگامی که حلِّ یک مسأله ریاضی برایت سخت می‌شود، دستت را روی چشم‌هایت قرار می‌دهی تا راحت‌تر بتوانی درباره آن مسأله فکر کنی.
با یان مثال‌ها، حتما متوجه شدی که ما از دستانمان، برای بیان حالات خودمان استفاده می‌کنیم و هر شکلِ دست، معنای مخصوصی دارد. موقع دعا هم با بلند کردن دستانمان، می‌خواهیم نیاز خود را به خدای بزرگ مهربان نشان دهیم.

 
قرآن کریم می‌گوید: «به هر طرف که رو کنید، خدا آن‌جا هم هست.» اگر برای دعا دستانمان را به طرف آسمان بلند می‌کنیم، نمی‌خواهیم بگوییم که خدا فقط در آسمان است. نه، اصلا چنین هدفی نداریم؛ بلکه چون این کار، برای دعا کردن مناسب‌تر است دستان خود را بلند می‌کنیم؛ یعنی همان‌طور که مُشت کردن دست، علامت جدی بودن و قرار دادن دست روی سر یا سینه، علامت احترام گذاشتن است، بلند کردن دستانمان هنگام دعا هم، علامت گفت‌وگو با خداست. داشتن این حالت، برای درخواست از خدا مناسب‌تر است.
ما وقتی دستمان را به سوی آسمان می‌بریم، به شکل فقیری در می‌آییم که از یک شخص بزرگ و مهربان و قدرتمند، چیزی درخواست می‌کند. ما با این کار، می‌خواهیم به خدا بگوییم که ای خدا! ما به تو نیاز داریم و از تو کمک می‌خواهیم.
ا
مام حسین(ع) فرموده است: «حضرت محمد(ص) موقع دعا کردن، دستانش را مثل یک فقیر که درخواست غذا می‌کند، بالا می‌بُرد».
موقع دعا کردن، دستان تو هر شکلی داشته باشند، خدا دعایت را گوش می‌دهد. تو در هر زمان و هر کجا و به هر زبان و هر صورت، می‌توانی با خدا حرف بزنی و دعا کنی.
اگر پیامبر عزیز ما و امامان خوبمان از ما خواسته‌اند که در زمان دعا، کارهایی را انجام دهیم، برای آن است که این کارها، دل ما را برای دعا آماده‌تر می‌سازد و قبول شدن دعایمان را آسان‌تر می‌کند.
گفتن بسم‌الله در اول دعا، صلوات فرستادن در آغاز آن، دعا برای دیگران و دعای دسته‌جمعی، بعضی از همان کارهایی هستند که بهتر است در زمان دعا انجام دهیم. اگر نمی‌توانی موقع دعا کردن، همه این کارها را انجام دهی، اشکالی ندارد، تا هر اندازه که می‌توانی انجامشان بده؛ اما فکر نمی‌کنم که گفتن بسم‌الله و فرستادن صلوات و بلند کردن دست‌ها در زمان دعا، برایت سخت باشد.
تو هم مثل پیامبر، موقع دعا کردن، دست‌های کوچکت را به طرف آسمان بگیر و این‌گونه با خدا حرف بزن. این حالت، حالت آدم‌های نیازمند است و گفت‌وگو با خدا و درخواست از او در این حالت، خیلی بهتر و راحت‌تر و دلپذیرتر است.
خدا همه‌جا هست. در آسمان و زمین، در شمال و جنوب، در شرق و غرب، دور و نزدیک، بالا و پایین و خلاصه هر جا که فکرش را بکنی، خدا حاضر است.
موقع دعا دستت را به طرف آسمان بگیر؛ ولی بدان که خدا در کنار دل پاک توست و در کنار دستی که بلند کرده‌ای و لبی که با آن دعا می‌خوانی، نیز حضور دارد. او همه‌جا هست.




 
اختیار ما PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۶
 
 
اگر بدون خواست خدا هیچ اتفاقی نمی‌افتد و همه دنیا به فرمان اوست، پس ما از خودمان چه اختیاری داریم؟ مثلا اگر خدا بخواهد من در امتحان آخر سال قبول شوم، قبول می‌شوم و اگر او نخواهد، قبول نمی‌شوم؛ در نتیجه، تلاش کردن و تلاش نکردن من فرقی با هم ندارند.
خیلی خوب فهمیده‌ای که جهان به فرمان خداست و همه کارها به دست او و به اختیار اوست. تا خدا نخواهد، دانه‌ای سبز نمی‌شود؛ تا خدا نخواهد، ابری نمی‌بارد؛ تا خدا نخواهد کودکی به دنیا نمی‌آید؛ تا خدا نخواهد رنگین‌کمانی خودنمایی نمی‌کند؛ تا خدا نخواهد غنچه‌ای نمی‌شکفد؛ تا خدا نخواهد پرنده‌ای برای پرواز، بال نمی‌گشاید؛ تا خدا نخواهد ستاره‌ای چشمک نمی‌زند، حتی یک برگ خشک نیز بر زمین نمی‌افتد. به قول معروف «هر چه خدا خواست، همان می‌شود».
همه دنیا به خواست خدا و بر اساس دانش و قدرت او اداره می‌شود، روزی‌دهنده ماهی‌های دریا و حیوانات صحرا و پرندگان هوا، اوست حرکت‌دهنده بادها و رودها، اوست. گرداننده زمین و دیگر سیاره‌ها، اوست. به فرموده قرآن: «همه کارها در اختیاز خدا قرار دارد» و به گفته امام رضا(ع): «همه کارها به دست خدای بزرگ است».

 
هر کار کوچک و بزرگی که در دنیا می‌بینی، به خواست خدا انجام می‌گیرد؛ اما این طور نیست که ما از خودمان اختیاری نداشته باشیم.خدایی که همه کاره دنیاست، ما را طوری آفریده است که در کارهایمان اختیار داشته باشیم. همه چیز به خواست خداست و اختیار داشتن ما آدم‌ها هم خواست خدای مهربان است.
اگر تو خودت خوب دقت کنی، می‌بینی که در کارهایت اختیار داری. آیا همین الان که سوالت را از من پرسیدی، کسی تو را مجبور کرد حرف بزنی یا با اختیار خودت، حرف زدی؟ دیروز که در پارک دویدی، آیا کسی تو را وادار به دویدن کرده بود یا به اختیار خودت می‌دویدی؟ وقتی بستنی می‌خوری، آیا این کار را با اختیار خودت انجام می‌دهی یا کسی تو را مجبور می‌کند؟ وقتی کارتون نگاه می‌کنی، وقتی تاپ سوار می‌شوی، وقتی به دوستت دست می‌دهی، وقتی به مادربزرگت سر می‌زنی، وقتی می‌خندی، وقتی با بچه‌های همسایه فوتبال بازی می‌کنی و در بقیه کارهایت، آیا از خودت اختیاری داری یا نه؟ حتما قبول داری که در همه این کارها، تو اختیار داری و مجبور نیستی.
 
یکی از بهترین نشانه‌های اختیار داشتن ما، ناراحت شدنمان از کارهای بد دیگران است؛ مثلا اگر کسی بر سرِ ما بزند و بعد بگوید دست خودم نبود، آیا از او می‌پذیریم؟ ما همیشه آدم‌های بد را سرزنش می‌کنیم. اگر آن‌ها از خودشان اختیاری ندارند پس چرا از آن‌ها ناراحت می‌شویم و سرزنششان می‌کنیم؟
دلیل دیگر این که ما مجبور نیستیم و در کارهایمان اختیار داریم، آمدن پیامبران است. اگر ما از خودمان اختیار نداشتیم، پس چرا خدا برای هدایت ما، این همه پیامبر فرستاده است؟ اگر ما قدرت انتخاب نداریم، پس فایده کتاب‌های آسمانی چیست؟ اگر ما اختیار نداریم، پس چرا خدا در قرآن، ما را به کارهای خوب دعوت کرده و از کارهای بدی که ما را جهنمی می‌کند، ترسانده است؟
همان‌طور که خدا خواسته است تا خورشید نور بدهد و ماه، دور زمین بگردد و درخت ریشه کند و باران ببارد و ستاره چشمک بزند، همان‌طور هم او خواسته که ما آدم‌ها اختیار داشته باشیم.
پس مبادا به خیال این که ما از خودمان اختیاری نداریم، برای یادگیری علم و دانش و پیشرفت در زندگی، تلاش نکنی. هر چه خدا بخواهد همان می‌شود و خدا خواسته است که آدم‌های پُرتلاش موفق شوند و آدم‌های تنبل، به هدفشان نرسند. هر چه می‌توانی تلاش کن که خدا، آدم‌های تلاشگر را دوست دارد و آن‌ها را همیشه کمک می‌کند.



 
خانه خدا PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۵

 
مگر خدا هم خانه می‌خواهد که می‌گوییم: مسجد خانه خداست؟
ما آدم‌ها برای زندگی بهتر، به یک خانه و سرپناه نیاز داریم. خانه، ما را از باد و باران و سرما و گرما محافظت می‌کند و جلوی آزار و اذیت حشرات مزاحم و حیوانات خطرناک را می‌گیرد. خانه، فایده‌های دیگری هم برای ما دارد. ما از خانه برای نگهداری غذا و مال و ثروت خود نیز استفاده می‌کنیم. خوابیدن در خانه و غذا خوردن و استراحت کردن در آن خود نیز برای ما خیلی اهمیت دارد.
هر کدام از حیوانات هم، خانه مخصوصی دارند. خانه هر حیوانی به یک شکلی است و نام متفاوتی دارد. به خانه ستونی شکلِ زنبورها، کندو می‌گویند. به خانه کبوترها که با ساقه‌های نازک درختان درست می‌شود، لانه می‌گویند. به خانه کرم ابریشم، پیله می‌گویند و به خانه گِلی اسب‌ها و الاغ‌ها، طویله می‌گویند.
اما ببینیم آیا خدا هم به خانه نیاز دارد یا نه؟ پاسخ این سوال خیلی روشن است. خدا به خانه نیاز ندارد؛ زیرا نه باد و باران و نه سرما و گرما می‌تواند به او آسیب بزند، نه حیوانات و حشرات می‌توانند خدا را اذیت کنند. به غذا هم احتیاجی ندارد که غذایش را در خانه بخورد و نه می‌خوابد که آن جا دراز بکشد و نه رخت و لباس و ماشین و صندلی دارد که آن‌ها را در خانه نگهدارد.

 
خدا آفریننده آسمان‌ها و زمین است و نیاز ندارد در دنیایی که خودش آفریده است، خانه‌ای را برای خود بسازد. او بزرگ‌تر از این است که به خانه نیاز داشته باشد.
اما اگر می‌گویند مسجد خانه خداست، این معنای دیگری دارد. حضرت محمد(ص) فرموده‌اند: «در تورات نوشته شده که خانه‌های من در روی زمین، مسجدهایند.» امام صادق(ع) نیز فرموده‌اند: «مسجدها، خانه‌های خدا در زمین‌اند».
کلمه «مسجد» یعنی جایی که انسان سجده می‌کند و به عبادت خدا می‌پردازد؛ مسجد جایی است برای نماز خواندن و دعا کردن و سخن گفتن با خدا.
اگر می‌گوییم مسجد خانه خداست، یعنی بهتر است که مردم در آن‌جا با خدا گفت‌وگو کنند و نماز بخوانند. مسجد جایی است که خدا آن را و کسانی که در آن‌جا عبادت می‌کنند، دوست دارد. اگر خدا گفته مسد خانه اوست، به این معنی نیست که خدا شب‌ها در مسجد می‌خوابند و موقع باریدن برف و باران، به آنجا پناه می‌برد.
عزیزم!
 
«مسجد خانه خداست» یعنی این که مسجد، مورد توجه خداست و بندگانی که به مسجد بروند، از لطف و رحمت خدا برخوردار می‌شوند. برای همین است که ثواب نماز خواندن در مسجد بیش‌تر است، نشستن در آن، عبادت شمرده می‌شود، رفتن به سوی مسجد ثواب دارد و دعا در آن‌جا، زودتر قبول می‌شود.
مسجد خانه خداست، یعنی این که خدا، آن‌جا را برای عبادت ما بندگان در نظر گرفته است؛ البته هر جا به یاد خدا باشیم و هر جا خدا را عبادت کنیم و نماز بخوانیم، خوب و پسندیده است؛ اما عبادت کردن در مسجد و نماز خواندن و گفت‌وگو با خدا در آن‌جا، بهتر و پسندیده‌تر است و ثواب بیشتری دارد.




 
وجود خدا در زمان گذشته PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۳

 
آیا خدا در زمان انسان‌های اولیه هم بوده است؟ اگر بوده، پس چرا برای راهنمایی‌شان پیامبری نفرستاده است؟
در جواب این پرسشت باید بگویم که آری، خدا در زمان انسان‌های اولیه و حتی پیش از به وجود آمدن آن‌ها هم بوده است. اگر خدا در آن زمان نبوده، پس چه کسی همان انسان‌های اولیه را آفریده است؟ اصلا معنی خدا یعنی کسی که همیشه بوده است و خواهد بود. قرآن درباره خدا می‌گوید: (هو الاول و الآخر...)؛ «او اول و آخرست...» یعنی هر موجودی را که به عنوان آخرین موجود جهان فرض کنی، خدا پس از آن هم خواهد بود؛ پس خدا در همه زمان‌ها از جمله در زمان انسان‌های اولیه هم وجود داشته است.

 
حالا به ادامه سوالت می‌رسیم که اگر خدا بوده، پس چرا در بین انسان‌های اولیه، پیامبری قرار نداده است؟ فرزند خوبم! نمی‌دانم تو از کجا می‌گویی که خدا برای راهنمایی انسان‌های اولیه، پیامبری نفرستاده است؟ اولین انسانی که در روی زمین آفریده شد، حضرت آدم(ع) بود که خودش یک پیامبر بود. بعد از او هم پیامبرانی به طور پیوسته برای راهنمایی مردم برگزیده شدند. اگر در بعضی از کتاب‌ها و فیلم‌ها و کارتون‌ها مربوط به تاریخ انسان، نامی از پیامبران به میان نمی‌آند، به این معنا نیست که در آن زمان، پیامبرانی نبوده‌اند. خداوند آنقدر به راهنمایی و هدایت انسان‌ها اهمیت داده است که وقتی فقط دو نفر روی کره زمین زندگی می‌کردند، یک نفرشان را پیامبر قرار داده بود. منظورم از آن دو نفر، حضرت آدم(ع) و همسرش حوّاست. همان طور که گفتم، خود حضرت آدم(ع) پیامبر بوده است؛ پس می‌بینی که تاریخ انسان با آمدن یک پیامبر آغاز شده و با آمدن هزاران پیامبر دیگر ادامه یافته است.
قرآن درباره آمدن پیامبران می‌گوید: «ما در میان هر ملّتی پیامبری قرار دادیم (تا به آن‌ها بگوید:) خدا را بپرستید و از (بندگی) طاغوت دوری کنید.»
منظور از طاغوت، شیطان و بُت و حاکمان ستمگری است که برخی مردم، آن‌ها را به جای خدا می‌پرستیدند.
خلاصه آنکه خدا همیشه به فکر راهنمایی مردم بوده و برای کمک به آنان، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر فرستاده است.




 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 8

تمامي حقوق متعلق به گروه فرهنگي، مذهبي سه نقطه مي باشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است