جستجو

تاریخ امروز
امروز : يكشنبه
10. مرداد 1389
20. شعبان 1431
1. آگوست 2010
پربیننده ترین مطالب بخش
بهترینها از نظر کاربران
خانه از دیدگاه روایات زنگ اول روایات مفضل از امام صادق هم نزديك است و هم دور
لیست صفحات
ورود



ما را دنبال کنید
آمار
اعضا : 257
مطالب و محتوا : 7900
لینك وب ها : 127
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 1959403
Add Site to FavoritesAdd Page to FavoritesMake HomepageShare This PageEmail This PagePrint This PageSave Page as PDF
Back to Top

هم نزديك است و هم دور مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(0 votes, میانگین 0 از 5)
چهارشنبه ، 7 مرداد 1388 ، 13:46
 http://3noqte.com/main/gallery/albums/tabiat/ghjk.jpg
 
 
 
 
اگر بگويند: شما اكنون چنان از كوتاهي دست علم نسبت به خداوند سخن مي‌گوييد كه گويا موجودي است يكسره نامعلوم. در جواب مي‌گوييم: آري، از آن جهت كه عقل بخواهد كنه و حقيقت باري تعالي را درك كند، او وجودي است مجهول، اما از سوي ديگر، هرگاه با دلايل كافي و تمام بر او استدلال نمايد، از هر نزديكي، نزديك‌تر است. پس خداي تعالي از يك جهت آشكار است و بر احدي مخفي نيست، و از يك جهت بسان امري است پيچيده كه هيچ كس آن را درنمي‌يابد. عقل نيز چنين موجودي است: با وجود نشانه‌ها و شواهد، پيدا و به خودي خود، مستور و ناپيدا است.

 

گزافه‌گويي طبيعت‌گرايان

طبيعت‌گرايان مي‌گويند: طبيعت هيچ كار لغو و بيهوده‌اي انجام نمي‌دهد و از حدّ كمال طبيعي شيء تخلف نمي‌ورزد. ايشان معتقدند كه حكمت بر اين مطلب گواهي مي‌دهد. به ايشان بايد گفت: چه كسي اين حكمت را دل طبيعت نهاده و آن را در مرز كمال طبيعي اشياء نگه داشته است، بي‌آنكه از آن حد تجاوز كند؟ در حالي كه عقول بشري نيز، با وجود تجربه‌هاي طولاني، از عهده اين كار برنمي‌آيد. اگر بگويند كه طبيعت براي انجام كارهايش، حكمت و قدرت دارد، در اين صورت به آنچه منكر آنند اقرار كرده‌اند، چرا كه حكمت و قدرت از ويژگي‌هاي آفريدگار متعال است. و اگر وجود حكمت و قدرت را براي طبيعت منكر شوند، اين خود فريادي است بلند از سوي مخلوقات كه كارها، همه از آنِ آفريدگار حكيم است.


 

انكار هدفمندي و تدبير

عده‌اي از گذشتگان منكر هدف‌داري و تدبير در آفرينش بودند و مي‌پنداشتند كه همه چيز از سر تصادف و اتفاق به وجود آمده است. يكي از دلايل ايشان بر اين مطلب، وجود امور نابهنجار و مخالف با عرف و عادت بود، همچون: انسان ناقص الخلقه، شش انگشتي، بدريخت و ناتندرست. پس اين موارد را دليل بي‌هدفي و نبود تقدير در اشياء، و تصادفي و باري به هر جهت بودن آنها قرار مي‌دادند.


«ارسطاطاليس»[1] پاسخ اين جماعت را داده و گفته: «آن پديده‌اي كه تصادفي و اتفاقي است، چيزي است كه گاه به خاطر امور عاض بر طبيعت دچار لغزش مي‌شود و از مسير اصلي و طبيعي خود منحرف مي‌گردد و همچون امور طبيعي كه به يك شكل و صورت، و به طور مداوم رخ مي‌دهند، نيست.»

[1] . تاريخ فلسفه در جهان اسلام، ص۶۰ و ۶۱/
 
 
 
1111111111.jpg
 

اضافه‌ كردن نظر


تمامي حقوق متعلق به گروه فرهنگي، مذهبي سه نقطه مي باشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است