|
چهارشنبه ، 7 مرداد 1388 ، 13:48 |
اي مفضل، تو ميبيني كه حيوانات گوناگون، غالباً به يك شكل و روش پديد ميآيند. مثل انسان كه وقتي متولد ميشود، دو دست و دو پا و پنج انگشت دارد، و اكثر مردم اينگونهاند. اما انساني كه برخلاف شكل معمول زاده ميشود، علتش وجود بيماري و مشكلي در رحم، يا در ماده پديدآورنده جنين است. چنان كه گاه انسان در كار خود نهايت صحت و اتقان را قصد ميكند، اما مانعي در آلات و ابزار كار پيش ميآيد ]و كار آنگونه كه بايد به انجام نميرسد[. مانند اين موانع نيز گاه، به خاطر اسباب و عللي كه گفتيم، در فرزند حيوانات بروز ميكند و آنها با عضوي زايد، بدني ناقص و بدقواره به دنيا ميآيند، اما غالب آنها سالم و تندرست و بيمشكل زاده ميشوند.
پس همچنان كه موانعِ گاهبهگاه در اعمال بشر، كه نتيجه نقص و كمبودي است، موجب نميشود تمام كارهاي انسان خودبهخود، بيهدف و بدون صانع باشد، همچنين بعضي نواقص در كارهاي طبيعت كه به خاطر مانعي بروز ميكند، سبب نميشود همه افعال طبيعت را تصادفي و اتفاقي بدانيم. پس سخن كسي كه ميگويد تصادفي و اتفاقي بودن پديدهها مثل اين است كه بعضي از آنها به خاطر آنچه عارضشان ميشود، بر خلاف قانون طبيعت به وجود آيند، سخني باطل و ياوه است.
اگر بگويند: چرا چنين تصادفي در پديدهها رخ ميدهد؟ جواب گوييم: تا معلوم گردد كه وضع نه آنگونه است كه ايشان ميپندارند، و چنين نيست كه شكل طبيعي اشياء ضروري و لا يتغير باشد و وضع ديگري ممكن نگردد، بلكه همه چيز برآمده از تقدير و قصد پيشين آفريدگار حكيم است كه طبيعت را به گونهاي آفريده كه بيشتر طبق مسير و منهج معمول خود حركت ميكند و گاه به علت اموري كه عارض آن ميشود، از مسير خود راه كج مينمايد، و اين دليل است بر اين كه طبيعت همواره تحت تصرف و تدبير خداوند است و براي رسين به غايت خود و به انجام رساندن اعمال خود، به ايجاد از سوي خالق و قدرت او محتاج است ـ بلندمرتبه است خدا، بهترينِ آفرينندگانـ.
|