|
چهارشنبه ، 7 مرداد 1388 ، 13:50 |
اي مفضل، آنچه عطا كردم، درياب و آنچه بخشيدمت، نگاهدار. پروردگارت را سپاس گوي، به خاطر نعمتهايش او را بستاي و دوستانش را فرمانبردار باش.
من براي تو دلايل آفرينش و شواهدِ وجود تدبير درست و هدفمندي را به تفصيل بيان كردم و اينهمه، اندكي از بسيار و گوشهاي از يك كُل بود. پس در آن انديشه و تدبر نما و از آن عبرت بگير.
گفتم: البته به ياري شما، اي مولاي من، بر اين كار قدرت مييابم و گفتههاي شما را به ديگران ميرسانم، انشاءالله.
امام(عليه السلام) دست خويش بر سينهام نهاد و گفت: به خواست خدا حفظ كن و از ياد مبر، انشاءالله.
پس بيهوش شدم و افتادم، و چون به هوش آمدم، فرمود: خود را چگونه ميبيني، اي مفضل؟
گفتم: به كمك و تأييد مولايم از آنچه نوشته بودم، بينياز شدم و همه مطالب پيش چشمم است، گويا آنهاغ را از كف دستم ميخوانم. سرورم را حمد و سپاس، آنگونه كه سزاوار و مستحق ستايش است.
فرمود: اي مفضل، دلت را فارغ گردان و اندشيه و آرامشت را فراهم آر كه به زودي گوشهاي از علم مربوط به ملكوت آسمانها و زمين، و آنچه خدا بين آسمان و زمين و در آنها خلق كرده از موجودات شگفت و انواع فرشتگان و صفوف و مقامات و مراتب آنها گرفته تا سدرهالمنتهي، تا ديگر آفريدههاي انسي و جني، تا زمين هفتم و زير آن، همه را برايت شرح و تفصيل خواهم داد، چندان كه آنچه تاكنون فراگرفتهاي، جزيي از آن همه باشد.
پس هر گاه خواهي برو كه تو مصاحب مايي و در پناه خدا. بيشك تو نزد ما بلندمرتبهاي، و در قلب مؤمنان، همچون آبي در كام تشنگان. از وعدهاي كه تو را دادم هرگز مپرس، تا روزي، خود، آن را يادآوري كنم.
با چنان حال خوشي از خدمت مولايم مرخص شدم كه هيچ كس، بدان حال ايشان را ترك نكرده بود.
|