
شبکه ایران/ جواد محرمی: غروبهای ماه رمضان پیش از افطار برنامهای از شبکه ۳ پخش میشود به نام ماه عسل. این برنامه با دعوت از میهمانانی از میان توده مردم که اتفاقی ویژه در زندگیشان رخ داده و مسیر زندگیشان را تغییر داده یا با تصمیم و همتی مثالزدنی منجربه تحولی در زندگی خود یا بالاخص افراد همنوعشان شدهاند برنامهای جذاب و دیدنی را پدید آورده که در نوع خود بینظیر به نظر میرسد.
دختری که قربانی اسیدپاشی شده و فرد اسیدپاش را دقایقی پیش از قصاص میبخشد. آدامسفروشی که آرزوی تشرف به مرقد امام رضا (ع) را دارد و راننده اتوبوس به خاطر نپرداختن پول بلیط، زن و فرزندش را شب هنگام و در میانه راه پیاده میکند و همت و ایمانش او را در گذر ایام به مردی ثروتمند تبدیل میکند. دختر جوانی که از یک حادثه مخوف سقوط هواپیما جان سالم به در برده، خلافکاری که ۲۰ سال از عمرش را از زمان تولد تا ازدواج دخترش در زندان به سر برده و به برکت صبر و عشق و فداکاری همسرش توبه کرده و به فردی خیّر و نیکوکار تبدیل شده.
ماه عسل ایده بسیار جذابی را برای یک برنامه پیش از افطار ماه رمضان برگزیده. چیزی که به این برنامه جذابیت میبخشد حضور افراد گمنامی از سرتاسر میهن عزیزمان ایران است. این افراد اغلب چهرهای مشهور و نامی نیستند. مردمی عادی هستند که گاهاً حادثهای مبتنی بر واقعیت محض منجر به تغییر نگاهشان به زندگی شده است. میهمانان برنامه ماه عسل با روایت زندگیشان بارها اشک حیرت را بر دیده بیننده تلویزیونی جاری کردند و در ایجاد فضایی معنوی در لحظاتی روحانی نقشآفرین شدند.
ماه عسل فارغ از منحصر به فرد بودن میهمانانش اجرایی دارد که واجد نکات مثبت و منفی ویژهای است. احسان علیخانی مجری خوشسیمایی است که سعی دارد به طرز آشکاری از فرزاد حسنی الگویی تمام عیار برای اجرایش ترسیم کند. در ادای جملات، طرز نشستن، رفتار، نگاهها، لحن و صدا و کیفیت قطع کردن کلام میهمان و غیره به وضوح این مسئله مشهود است.
علیخانی در این تقلید محض از فرزاد حسنی هر چند موفق عمل میکند و مخاطب تلویزیونی را فارغ از اینکه از این الگوگیری آگاه باشد یا نه راضی نگه میدارد لیکن به دلیل فقر اطلاعات و دانش عمومی نسبت به الگوی حرفهاش در بسیاری از مواقع ناچاراً بر دیالوگهای نامربوط و بعضاً بیمحتوا بسنده میکند و میکوشد اینگونه ضعف مشهودش در این زمینه را از چشم بیننده بپوشاند.
احسان علیخانی همانند استادش در عرصه اجرا بیشتر از اینکه مختصات ویژه و محسنات میهمان برنامه را پررنگ کند سعی دارد ویژگیها و تواناییهای خود را به رخ بیننده بکشد و به جلوه فروشی و نمایاندن من خویش بپردازد. علیخانی در اجرایش با تسلطی فریبنده بارها در اوج کلام میهمان برنامه، وسط جمله او وارد میشود و جذابیت سخن را از میهمان برنامه میقاپد و اگر نگوییم رویکردی توهینوار برای عرضه و اثبات توانایی خویش دارد میتوان گفت با ادبیاتی سخیف سعی در کاستن از جذابیتهای گفتاری میهمان برنامه دارد. برخورد او با میهمان برنامه رقابتآمیز است. انگار که او خود را در میدان مبارزه با حریفش در نبرد میبیند و بینندگان تلویزیونی داوران این نبرد نابرابر هستند. نتیجه کار معلوم است. بیشتر از اینکه میهمان برنامه دیده شود که غرض برنامه هم ظاهراً این است، مجری جلوه مییابد و میهمانان برنامه در مسلخی که او برای عرضه خود از پیش برایشان تدارک دیده قربانی میشوند و به واقع در بیشتر مواقع حق مطلب به درستی ادا نمیشود. میهمانان برنامه ماه عسل تقاص مجری بلندپروازی را میدهند که بیتردید ترجیح میداده ستاره سینما باشد ولی دست روزگار هنر اجرا را برای او مقدر کرده است.
مادر و پدر داغدیدهای که قاتل فرزندشان را با فداکاری کم نظیری بخشیدهاند میهمان یکی از برنامههای پیش از افطار ماه عسل هستند. مادر داغدیده علیرغم اینکه قاتل پسرش را به گفته خودش به عشق سیدالشهدا و علی اصغر (ع) بخشیده است اما داغ جوانمرگ شدن فرزندش اجازه نمیدهد از مظلومیتش در ساعات پایانی عمر سخن نگوید. مجری بارها با ژستی روشنفکرانه و کلامی نابجا اجازه صحبت به این مادر داغدار را نمیدهد. پدر مقتول جوان هم در برنامه حاضر شده و به اتفاق کنار مادر نشسته. توان ادای کلام برای همیشه از او ساقط است و دلیل آن هم لحظهای است که برای نخستین بار قاتل پسرش را از نزدیک دیده. دیدن این صحنهها و تشریح مادر از تشنگی لحظاتآخر زندگی پسرش و اینکه تقاضای آب داشته اما پزشکان چندین روز از دادن آب به او به امید زنده ماندنش منع کرده بودند و تکرار اینکه قاتل پسرش را به عشق لبان تشنه امام حسین و علی اصغر (ع) بخشیده احساسات بیننده را به شدت جریحه دار میکند و مکرراً قطع نابه جای کلام مادر از سوی مجری کفر مخاطب را درمیآورد. علیخانی با لحنی نصیحتآمیز مادر را از تشریح ماجرای مظلومیت پسرش منع میکند. میکوشد با کلامش به مادری که از خون قاتل پسرش چشم پوشیده درس گذشت بدهد.
دقایق حیرتانگیز برنامه زمانی است که میهمان بعدی وارد استودیو میشود... فکر اینکه جوان دعوت شده قاتل فرزند این مادر و پدر داغدار باشد هم آزاردهنده است. ادامه برنامه گفتوگو میان احسان علیخانی و قاتل محکوم به اعدام است که توسط مادر و پدر مقتول مورد عفو قرار گرفته. جوان قاتل با اعتماد به نفسی که علیخانی به او تزریق میکند از دوران دردناک زندان میگوید. پدر همچنان به نقطهای نامعلوم خیره مانده. مادر چادرش را روی صورتش و رویش را به طرف دیگری گرفته تا قاتل پسرش را نبیند و باز هم کلام و ژست انتلکتوئل گونه علیخانی خطاب به مادر: نه دیگه رو تو اونور نکن.