• عضویت
خانه  >  مقالات  >  اجتماعی  >  تفاوت درك شخصیت زن و مرد
( 0 Votes ) 

 

مسلماً پاسخ هر یك از ما نسبت به چنین پرسشی بر اساس نوع نگرشودیدگاه ها ، شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی خانوادگی كه در آن رشد كرده و پرورش یافته ایم متفاوت است. اما علیرغم تمام تفاوتهای موجود در اندیشه و عمل ، پاسخ قطعی و مشتركی نیز برای این پرسش در بطن تمام جوابها پیدا می شود و آن دست یافتن به آرامش ، شادی و احساس رضایتمندی است .

شاید بتوان ادعا كرد مهمترین كاركرد نهاد خانواده ، به عنوان كوچكترین نهاد اجتماعی ، تحقق بخشیدن به آرزوی دیرین تمام نسلها ، اقوام و نژادهای بشری استیعنی رسیدن به آرامش . صرف نظر از این كه ازدواج هر یك از ما چنین پدیده ای را در برداشته یا خیر ، در این مبحث كوتاه قصد داریم به مواردی اشاره كنیم كه رعایت آنها علاوه بر ترمیم روابط و مناسبات خانوادگی ، در باقیمانده زندگی مشتركمان نیز ، رضایت و آرامش را در جهت درك خوشبختی و رفع زمینه های سوء تفاهم به ما هدیه می كند .

نگرش ، افكار ، احساسات

یقین بدانید كه همه چیز به نگرش شما بستگی دارد . برداشتها ، طرز تلقی و باورهای شما تعیین كننده هستند. مهم است كه حوادث را چگونه تفسیر می كنید ودید شما به دیگران چگونه است. آنگاه كه نسبت به پدیده ای منفی فكر می كنید چطور می توانید از خود انتظار داشته باشید احساس خوبی درباره آن موضوعِ بخصوص پیدا كنید ؟ اگر تصور می كنید عمر زندگی مشترك شما به پایان رسیده و راهی برای ادامه آن نیست،دیگر دلیلی نمی بینید تا برای قوام و بقای آن تلاش كنید .

همه یا هیچ

ارزیابی همه یا هیچ،واقع بینانه نیست . زیرا زندگی انسان بر اساس همه چیز یا هیچ چیز قوام نیافته است . گاهی تصور می كنیم همه چیز باید مطابق میل و خواسته ما باشد و حتی كمی تخلف قابل پذیرش نیست . می اندیشیم همسر ما باید الگوی تمام و كمالی از انسانیت باشد وگرنه همسر خوبی نیست . قبول این واقعیت كه هیچ انسانی كامل نیست به ما كمك می كند تا بتوانیم خطاها و اشتباهات طرف مقابل را ببخشیم و راه لطافت و آرامش را در زندگی هموار كنیم .توقع ایده آل نداشتن ، در تمام شئونات زندگی به ما كمك می كند شرایط و موقعیت هایموجود را به راحتی پذیرفته ، خود و دیگران را آن طور كه هست ببینیم و بپذیریم. نه آن طور كه باید باشد یا آن طور كه ما می خواهیم !

 

تفاوت های احساسی عاطفی و شناختی بین زنان و مردان

گاهی روابط خانوادگی پر از برخورد و كشمكش است ، چون فراموش كرده ایم زنها و مردها با هم متفاوت اند. وقتی زنان و مردان تفاوت های همدیگر را بپذیرند ، به جای مقاومت در برابر یكدیگر و یا تلاش برای تغییر دادن افكار و رفتار همسر، به نقطه ای می رسند كه همكاری متقابل و همدلی را بهترین شیوه ارتباطی برای یك زندگی موفق می یابند. به عنوان مثال یكی از تفاوتهای اساسی ، شیوه برخورد این دو جنس با استرس( فشار عصبی) است . زنان در برخورد با موقعیتهای ناراحت كننده ، سعی می كنند در رابطه با موضوع صحبت كنند . تنها از این راه است كه به آرامش می رسند. بسیاریازاوقات هدف از صحبت درباره مشكل چاره اندیشی نیست . بلكه یافتن گوشی شنوا و مونس و همدمی است كه با تمام وجود افكار و احساسات او را درك كند . در حالی كه مردان تا راه حلی برای مشكلات خود نیابند در افكار خود فرو رفته و پیرامون مشكل، در ذهن می اندیشند . در چنین حالتی برای مرد دشوار است تا توجه خود را به چیزی غیر از مسئله پیش آمده جلب كند .اگر این تفاوت را از نظر دور كنیم به آنجا می رسیم كه در گلایه های زوجین می شنویم كه مرد از غرولندهای مكرر همسر شكایت دارد و زن از بی توجهی ، بی مهری و بدخلقی شوهر . در حالی كه آنچه را مردان از آن به عنوان غرولند یاد می كنند تنها تقسیم عواطف و نگرانیهای زن به منظور دستیابی به آرامش یافتن ، رفتار همدلانه و رهایی از فشار عصبی است. هدف زنان از صحبت كردن در اكثر موارد ، مقصر قلمداد كردن مرد و یا نشان دادن بی مسئولیتی و یا عدم تعهد او نیست. اگر به عنوان یك شوهر قصد حمایت از همسرتان را دارید بهترین رفتار حمایتگرانه و احترام آمیز در برخورد با چنین شرایطی آن است كه كاملاً به سخنان او گوش فرا دهید. گوش دادن همراه با نشان دادن رفتار حاكی از درك عواطف و احساسات ، به طور باور نكردنی كمك می كند تا آنچه كه احساس بهتر و آرامش می نامیم در او ایجاد شده تعادل به محیط خانواده باز گردد.

 

گفتیم كه مردان در برخورد با استرس سعی می كنند به فكر فرو رفته و تا زمان حل مشكل در افكار خود باقی بمانند. زنان نیز بهتر است این وضعیت را به معنای بی توجهی و نادیده گرفته شدن و یا عدم علاقه شوهر نسبت به خود تلقی نكنند.زنان باید بیاموزند كه وقتی مرد به دنیای ذهنی خود پناه می برد به طور ضمنی این پیام را اعلام می كند كه : " من مشكل دارم " " من در شرایط دشواری قرار دارم كه صحبت كردن درباره آن برایم آسان نیست "و ... . گاهی اوقات مرد واقعاً در شرایط توجه و گوش دادن نیست. در این حالت بهتر است زنان بیش از پیش پذیرای شوهران خود باشند و به جای ارائه راه حل ( كه چندان مقبول مردان نیست ) با احترام فراوان ، برای خواست او ارزش قائل شده اجازه دهند گوشه دنجی در زوایای روحش و تنها برای خود داشته باشد و بیندیشد.

 

زمان و مكان و روش مناسب

طبیعی است كه همسران در مورد درگیریهای ذهنی خود با هم به گفتگو بنشینند. اما وقتی می بینید همسرتان در برابر شما مقاومت می كند احتمالاً دلیلش این است كه در انتخاب زمان و شیوه برقراری ارتباط اشتباه كرده اید.

پرهیز از شیوه های خود مغلوبی

شیوه های خود مغلوبی به آن قسمت از رفتارهای ما اطلاق می شود كه با استفاده از آنها ، امكان مغلوب شدن خود ما بیش از طرف مقابل است. شیوه هایی مثل تهدید ، ارعاب و ... .

 

موقعیتی را در نظر بگیرید كه اختلافی پیش آمده و زن ، شوهر را به ترك منزل و یا شوهر ، همسر خود را به جدایی تهدید می كند. در چنین رابطه ای احساس شكست بر هر دو نفر مستولی شده ، احساس رنجش برای یك طرف و احساس گناه ، گریبانگیر طرف مقابل خواهد شد. در حالی كه لازمه ی یك رابطه موفق آن است كه هر دو طرف احساس پیروزی داشته باشند. اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید خوب است شیوه هایی به جز تهدید و مشاجرات طولانی را امتحان كنید . به عنوان یك مرد بد نیست بدانید كه مهرورزی و محبت برای زن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. درك كردن ، اعتماد متقابل ، مهر ومحبت و پذیرا بودن بهترین راه حمایتگرانه و حلال مشكلات ماست. وقتی مشاجره ای در می گیرد بهتر است مردان به جای اینكه همسر را مقصر قلمداد كنند ( كه معمولاً به وخیم تر شدن اوضاع می انجامد) با محبت و سخنان حاكی از نرمی و لطافت ( به عنوان رفتار حمایتگرانه ) و گوش كردن به سخنان او حتی اگر با لحنی ملامتگر و همراه با سرزنش باشد می توانند شرایط را به گونه ای مناسب تغییر دهند. اگر تغییر مثبتی از خود نشان دهید از تغییرات خوب و رفتار همراه با ملایمت همسر خود تعجب خواهید كرد.

گذشت زمان

گاهی برای ترمیم روابط، زمان به همراه تغییرات فكری و رفتاری بهترین درمان تلقی می شود . اما برخی مواقع گذشت زمان عامل فراموش كردن برخی نكات اساسی اما جزئی دیگر است. به عنوان مثال با گذشت زمان تشكر از همدیگر را فراموش می كنیم. انگار كلمه ای كه نشان از قدردانی و درك زحمات طرف مقابل باشد در ذهن و حافظه لغوی خود سراغ نداریم. در مقابل كارهای جزئی و بی اهمیت غریبه ها ، ساعتها تشكر می كنیم اما در برابر از خودگذشتگی ها و زحمات شریك زندگی خود كلامی بر زبان نمی آوریم. خوب است برای انجام كارهایی حتی به ظاهر بی اهمیت كه وظیفه همسر می دانیم ، از او قدردانی كنیم تا علاوه بر ایجاد احساس خوب و مناسب در طرف مقابل ، رمز موفقیت در زندگی ، كه همانا قدرشناسی از زحمات دیگران و تشكر از تلاش صادقانه آنهاست را به فرزندانمان نیز بیاموزیم.

 

 

توجه به انتظارات ، خواسته ها و نیازهای یكدیگر

حفظ رابطه ای كه شكل می گیرد نیازمند تلاشی مداوم و مستمر از سوی هر دو طرف می باشد. یكی از اصلی ترین پایه های نگهدارنده رابطه ، توجه به نیازها ، انتظارات و خواسته های طرف مقابل است. اطلاع از نیازهای طرف مقابل ، در هر رابطه ، خصوصاً در زندگی زناشویی به ما امكان می دهد بتوانیم از بسیاری سوءتفاهم ها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره خود بكاهیم. به عنوان مثال نیازهای مردان را در محیط خانواده می توان به دو بخش اساسی تقسیم كرد:

 

1 - نیازهای عاطفی

شاید بتوان ازدواج را به سپرده گذاری در یك بانك تشبیه كرد. یكی از مقاصد هر یك از ما برای افتتاح حساب و یا افزایش موجودی ، حق برداشت از آن است . بسیار طبیعی می نماید كه در روابط عاطفی نیز داد و ستدی وجود داشته و دریافت و پرداختی در كار باشد. هر یك از ما همانقدر كه در روابط عاطفی خود با اطرافیان ، خصوصاً در محیط منزل و در ارتباط با همسر محبت پرداخت می كنیم، انتظار دریافت هم داریم. پس الزامی است كه به منظور ایجاد توازن عاطفی در زندگی مشترك و جلوگیری از احساس زیان در یك طرف ، از نیازهای اصلی یكدیگر مطلع باشیم. اما نیازهای عاطفی مردان چه هستند؟

مقبولیت :از مهمترین نیازهای عاطفی مردان مقبول بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن است. تمام مردان نیازمند آن هستند تا به آنها اثبات شود كه در محیط خانواده ، خواستنی هستند نه به خاطر شغل ، درآمد و یا مقام و موقعیت اجتماعی ، كه تماماً صوری و موقتی هستند بلكه فقط به خاطر وجود خودشان .

اعتماد :

از دیگر نیازهای اساسی مردان ، مورد اعتماد بودن است. اگر مردی در محیط خانواده با این احساس ناخوشایند روبرو شود كه همسر نسبت به او اعتماد و اطمینان لازم و كافی را ( در هر زمینه ) ندارد، احساس بی كفایتی ، عدم اعتماد به نفس و ناخشنودی بر وجود او مستولی شده ، احساس می كند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این كه زن ، شوهرش را بی لیاقت و بی كفایت بداند و در موقعیت های دشوار و یا حتی معمول زندگی ، آن طور كه باید او را تكیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است. اگر برداشت زن از مرد با توانایی ها ، امكانات و استعدادهای او بی تعصب و واقع بینانه باشد و توقعات و انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم كند، احساس عدم امنیت و اطمینان و یا بی لیاقتی را به شوهر و محیط خانواده خود منتقل نمی كند. چطور ممكن است فرزندان ، پدر را مظهر قدرت و تكیه گاه خود بپندارند در حالی كه مادر با حركات خواسته یا ناخواسته خود ، اقتدار و كفایت را از شوهر خود سلب می كند؟ چه خوب است به جای تنزل جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی و واقعی او بیندیشیم و آن را به شریك زندگی خود هدیه كنیم تا با احساس امنیت بیشتر، بر تلاش خود برای درك خانواده و ارتقاء كیفیت و كمیت ارتباطات و بهبود وضعیت رفتاری و اخلاقی خود بیفزایند. فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فكری و توانایی های پدر ، خود را در جامعه تنها و بی یاور و بدون پشتیبان تصور نمی كنند. احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب می شود تا دیدگاهی منفی از دنیا ، افراد و موقعیت ها در ذهن آنان شكل بگیرد. برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت و قهرمان تصور كند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود می خواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد. پهلوانی كه در هر شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته ، به عنوان الگویی از دانش و چاره اندیشی ، حلاّل مشكلات خانواده و اطرافیان است.

تشویق : تشویق نیز یكی دیگر از نیازهای مردان است. هر مردی برای امیدوار بودن به زندگی ، به تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق و قدرشناسی از زحمات و تلاشهای مرد، احساس ارزشمندی و رضایت را به او هدیه می كند. تحسینِ ویژگیهای منحصر به فرد ، استعدادها، خلق و خو ، توانایی و مقاومت مرد ، احساس امنیت را به او هدیه می كند. همه ما قبول داریم رفتاری كه مورد تشویق قرار گیرد تكرار خواهد شد. پس بیایید به جای آن كه عیوب طرف مقابل را به رخ او بكشیم و یا نقصان و ناتوانایی های او را به طور مداوم به خودش ( و یا در جمع ) یادآور شویم، اعمال نیكو، نقاط قوت و توانایی هایش را این بار نه فقط در خلوت ، كه در جمع نیز متذكر شویم تا رفتار نامناسب به شیوه ای ضمنی و غیر مستقیم كاهش یابد.

 

2 - نیازهای اخلاقی :

علاوه بر نیازهای ذكر شده، مردان نیازهای دیگری نیز دارند كه بد نیست از آنها به عنوان نیازهای اخلاقی یاد كنیم. خلق خوش و نیكوی خانم منزل یكی از پایه های نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا كرد اصلی ترین ستون زندگی مشترك محسوب می شود. زنانی كه ناخواسته در محیط منزل و در مقابل شوهرانشان پرخاشگری می كنند خوب است متوجه این نكته باشند كه اگر گلایه ای از شوهران خود دارند ، با لحنی آرام و با كلماتی مناسب و بدون توهین به شخصیت شوهر ، آن را مطرح كنند. از طرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند كه پرخاشگری در زن ، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی و روانی در اوست. چه خوب می شد اگر هر دو طرف به جای آنكه مثل كوه ، تنها صوت را انعكاس داده و فریاد بكشند ، علت رفتار پرخاشگرانه را جویا شوند .

اما اگر از همدیگر شكایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان كنیم؟

قبل از هرچیز از قضاوت عجولانه بپرهیزید. قبل از اقدام به هر عمل یا هر گونه صحبت خوب است بدانیم واقعاً چه پیش آمده است . با دیدگاهی منطقی و واقع بینانه ، ابعاد گوناگون قضیه را بررسی كرده ، از سوء تفاهم پیشگیری كنیم. دیدن از دریچه چشم دیگری به معنای درك عواطف ، احساسات ، اندیشه ها و افكار اوست. بدان گونه كه پیشینه ی فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی او ، طی سالیان متمادی به او آموخته است.

اگر واقعاً بتوانیم در قضاوت ها ، نه تنها خود ، بلكه دیگران را نیز در نظر بگیریم زندگی بسیار زیباتر از آن چیزی می شود كه انتظار داریم.

نكته ی بعدی رعایت احترام خود و طرف مقابل در تمام شئون زندگی حتی طرح شكایت هاست. اگر از عملكرد و نوع كاركرد همدیگر انتقاد كنیم بسیار بهتر از آن است كه با به كارگیری الفاظ تند و توهین آمیز، شخصیت یكدیگر را آماج حمله قرار داده، احساس تنفر نسبت به خودمان را در ذهن طرف مقابل شكل داده، شدت بخشیم. گاه دیده می شود برخی افراد برای اثبات نظر خود و یا فرو نشاندن خشم ناشی از پیشامدی ( كه البته طرف مقابل را مسبب آن وضعیت می دانند) در انتقادها و یا سخنان خود از واژه هایی استفاده می كنند كه مطمئن هستند طرف مقابل را می آزارد و یا حداقل خشم او را برمی انگیزد. بیایید فكر كنیم. با این عمل چه چیزی به اثبات می رسد. كدام وضعیت بهبود می یابد؟ چه نتیجه ای از چنین رفتاری عایدمان می شود؟ آیا غیر از این است كه یك آدم خشمگین و عصبی تبدیل به دو نفر می شود؟

اگر تصور می كنیم مردی به لحاظ مادی امكاناتی را كه انتظار داشته ایم فراهم نكرده و یا آن گونه كه باید در جهت رفاه معنوی خانواده نكوشیده است، حق داریم او را با دیگران ،خصوصاً افراد معینی كه حساسیت او را برمی انگیزد، مقایسه كنیم ؟ آیا چنین مقایسه ای تحقیر آشكار او نیست؟ آیا انتظار داریم همه به شیوه ای یكسان عمل كنند؟ آیا می پسندیم خودمان نیز مورد قیاس قرار گیریم؟ نتیجه مقایسه ، احساس حقارت ، كمبود، عدم اعتماد به نفس و خشم است و چگونه می توان در تمام طول زندگی با كسی زیر یك سقف زندگی كرد كه هر لحظه برای شما یادآور احساسات منفی و خاطرات تلخ و نامطلوب است؟

بیایید مشكلات را به هم ربط ندهیم. اگر مشكلی پیش آمده ، در همان زمان و مكان خودش ، به رفع آن مبادرت ورزیده و یك مورد را به تمام وقایع زندگی مرتبط نكنیم

. در غیر این صورت یك مشكل كوچك آنقدر دامنه دار می شود كه كنترل عواقب ناشی از آن كاری دشوار خواهد بود. قرار نیست یك سوء تفاهم كوچك یا اشتباه ناچیزی كه از یكی از طرفین یا بستگان او سر زده در هر موقعیت یا هر مشاجره یا اختلاف نظر ( برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل ) تكرار شود! در چنین موقعیتی نه تنها برای مشكلِ زمان حال چاره ای اندیشیده نشده و نتیجه ای از بحث موجود حاصل نمی شود بلكه زخمهای كهنه سر باز می كنند و فرصت التیام دست نمی دهد. علاوه بر این كه موردی نیز برای ادامه مشاجره و شدت یافتن آن پیدا می شود. این مسیر طولانی مطمئناً هدف اصلی ما را در نتیجه گیری تأمین نمی كند.با تغییر در صحبت كردن و یا حتی تغییر عبارات ساده به روابطی بسیار مطلوب تر، صمیمانه تر و خوشایندتر دست می یابیم. گاهی اوقات تغییر الگوی رفتاری در زندگی الزامی به نظر می رسد. استفاده از عبارات و كلمات و نوع بیان ، یا تغییر در سبك گفتاری به ما امكان می دهد از موقعیت های استرس زا دوری گزیده ، شرایط را به شكلی مطلوب به سمت آرامش و رفاه خانواده سوق دهیم. زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به كارگیری الفاظ و عباراتی كه كمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد كرده و بهترین نتیجه را به بار می آورد. و تمام اینها مبیّن یك شیوه ارتباطی است: "ارتباط بدون سرزنش " .

 

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

پنج شنبه, 04 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16572
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11835608

اوقات شرعی



آخرین نظرات