• عضویت
خانه  >  مقالات  >  اقتصادی  >  آیا جوانان امروزی چیزی از پس انداز می دانند؟
( 0 Votes ) 

 

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك گاهي دست به يكي مي‌كنند تا كف‌گير «درآمد» به ته ديگ بخورد و مصداق عيني «روز مبادا» جلوي چشم بعضي‌ها رژه برود. تجربه به آنهايي كه چند پيراهن بيشتر از ما جوان‌ها پاره كرده‌اند ثابت كرده بيكاري و خشكيدن سرچشمه درآمد، شتري است بي‌ملاحظه و سرگردان كه ممكن است هوس كند به هر دليلي چند صباحي را جلوي در خانه هر كسي كه دلش خواست، چرت بزند. «پس‌انداز» يكي از سلاح‌هاي پيكار با وقت‌نشناسي و بي‌رحمي شتر بيكاري و بي‌درآمد ماندن است.

در قريب به اتفاق خانواده‌هاي ايراني، الفباي پس‌انداز به معناي صرف‌نظر از منافع مصرفي فعلي براي دستيابي به منفعت و مطلوبيت بيشتر مالي در آينده يا داشتن پشتوانه براي روزهايي كه دخل و خرج، شمشيرشان را براي يكديگر از رو مي‌بندند، همپاي آداب غذا خوردن، تحصيلات و... مستقيم يا غيرمستقيم آموزش داده مي‌شود؛ منتهي ممكن است اين تعليمات هم مانند بسياري از آموزش‌هاي ديگر با وجود اهميت و ضرورت براي ارتقاي كيفيت مالي زندگي، آنچنان كه بايد و شايد از سوي جوانان جدي گرفته نشود يا موانعي وجود داشته باشد كه جلوي پس‌انداز كردن اين قشر از اجتماع قد علم كند. اين هفته قلم و كاغذ به دست با اين سؤال كه پس‌انداز چه بخشي از چرخه اقتصادي زندگي نسل سومي‌ها را تشكيل مي‌دهد، ميان جوان‌ها رفته‌ايم. شما هم مي‌توانيد با ما باشيد تا از چكيده ديدگاه‌هاي عده‌اي از هم‌نسلان خود درباره اين موضوع باخبر شويد.

به در هيچ جيبي نمي‌شود قفل زد. در اين گزارش ميداني در يك دسته‌بندي كلي مرتبط 2 گونه جوان ايراني از روي گونه‌هاي موجود(!) شناسايي شد. جوان‌هايي كه اهل پس‌اندازند و به چم و خم اين كار وارد، ولي ممكن است به هزار و يك دليل و به رغم ميل باطني، اندوخته مالي چنداني نداشته باشند. دسته دوم كساني كه با دستاويزها و دلايل من‌درآوردي‌ مي‌گويند اگر پشت گوششان را ببينند، پس‌انداز را هم چاشني زندگي اقتصادي‌شان مي‌كنند.

براي لذت بردن يا پس‌انداز كردن؟

الهه سعيدي، دانشجوي رشته برق، بي‌چون و چرا عضو دسته اول است و با شنيدن اين كلمات كه اهل پس‌انداز... صبر نمي‌كند تا فعل جمله از دهانمان خارج شود و پاسخ مي‌دهد: «چرا اهل پس‌انداز نباشم؟ وقتي به اين فكر مي‌كنم كه پول توجيبي‌اي‌ كه از خانواده مي‌گيرم هميشگي نيست و امكان دارد بعد از فارغ‌التحصيلي، چند وقتي بيكار بمانم، پس‌اندازكردن برايم مهم مي‌شود.» الهه خانم برخلاف خيلي از جوان‌ها ترجيح مي‌دهد پس‌اندازش را به بانك نسپارد: «اگر در بانك حساب باز كنم ممكن است نتوانم در مقابل وسوسه برداشت با كارت بانكي كه معمولا براي انواع حساب پس‌انداز صادر مي‌شود، مقاومت كنم و دم به ساعت، دستبرد بزنم به پس‌اندازم.»

فاطمه حاتمي 32 ساله، از 8 سال پيش دستش در جيب خودش رفته و از درآمدش راضي است. آسمان به زمين بچسبد، او يك سوم حقوق ماهانه‌اش را پس‌انداز مي‌كند براي خريد خانه: «با اين الزامي كه براي خودم به وجود آورده‌ام در اين 8 سال مبلغ قابل توجهي پس‌انداز كرده‌ام كه فكر آن، دلگرمم مي‌كند.» آنقدر آهسته صحبت نمي‌كنيم كه فرناز اسفندياري، دانشجوي كارشناسي ارشد رياضي وارد بحث ما نشود و با اين كار حاتمي مخالفت نكند. نظر اسفندياري 180‌ درجه با نظر حاتمي در زمينه پس‌انداز تفاوت دارد: «به عقيده من معني ندارد كه چندين سال از درآمدت لذت نبري كه در نهايت بتواني يك خانه يا ماشين بخري. پول براي لذت بردن است و من آدم ولخرجي هستم. اگر پول داشته باشم هر كار يا هر چيزي را كه شادم كند، مي‌خرم و انجام مي‌دهم؛ از كجا معلوم مني كه 10‌سال نخوردم و نپوشيدم و از زندگي لذت نبردم كه مثلا خانه بخرم، آنقدر زنده بمانم كه حاصل اين پس‌انداز كردن را ببينم يا ارزش پولي كه جمع كرده‌ام افت نكند؟» با اين طرز تفكر ممكن است پاي قرض و قوله هم به زندگي امثال اسفندياري زياد باز شود ولي او دراين باره با اطمينان مي‌گويد: «آدم عاقل به هر حال مبلغي هرچند ناچيز را براي روز مبادا كنار مي‌گذارد كه دستش را جلوي اين و آن دراز نكند ولي من به جز مبلغ كمي كه براي روز مبادا پس‌انداز كرده‌ام، همه درآمدم را خرج مي‌كنم. نداشتم هم قرض نمي‌گيرم، خرج نمي‌كنم. هيچ كس از بي‌خانگي نمرده كه من دومي‌اش باشم و بخواهم يك عمر حسرت همه چيز را بكشم كه سرپيري خانه داشته باشم؛ آن هم خانه‌اي كه باب ميلم نيست. اصلا تعجبم از اين است كه خيلي از آنهايي كه پس‌انداز مي‌كنند تنها هدفشان خريد خانه تعريف شده. انگار هيچ چيز دلخواه ديگري توي دنيا وجود ندارد كه بخواهند به آن برسند.»

مقتصد بله، خسيس نه

يك فيلمبردار كه ليسانس كارگرداني دارد، مخاطب بعدي ماست. روزبه رايگا وسواس ويژه‌اي دارد روي اين كه تعريف كسي كه پس‌انداز مي‌كند از شخصي كه خساست به خرج مي‌دهد حتما تفكيك شود: «آدم اهل حساب و كتاب مثلا وقتي كه فلان فروشگاه معروف، اجناسش را حراج كرد‌ براي خريد اقدام مي‌كند تا هم شيك‌پوش بماند هم بخشي از درآمدش را از اين طريق پس‌انداز كند ولي آدم خسيس، اصلا طرف خريد كردن نمي‌رود!» ادبيات رايگا با رشته تحصيلي‌اش همخوان شده و بعد از گفتن جملات فوق‌ كات مي‌دهد و مي‌رود سراغ موضوعي كه درآن از عوامل مانع پس‌انداز بحث مي‌شود: «شرايط اقتصادي طوري است كه كمتر كسي فكر پس‌انداز را از سرش بيرون مي‌كند اما به رغم ميل باطني افراد، مخارج روزمره بيشتر اوقات اجازه نمي‌دهد كه بخشي از درآمد دست‌نخورده بماند. مثلا من 3 سال است كه ازدواج كرده‌ام ولي هنوز نتوانسته‌ام همسرم را به مسافرتي ببرم كه دلخواه ماست. مطمئنم خيلي از جوان‌هاي ديگر هم درآمدشان با مخارج‌شان ير به ير است و پولي براي پس‌اندازكردن باقي نمي‌ماند.» آنها هم مثل خيلي از جوانان همچنان منتظرند تا قطره قطره جمع گردد، وانگهي دريا شود و بروند به يك مسافرت دلخواه.

خداداد هاشمي‌ از 16 سالگي وارد بازار كار شده و اين روزها يك پا سنگ‌بر حرفه‌اي محسوب مي‌شود، اما 4‌ سال كار مداوم هيچ مبلغي را به حساب بانكي لاغر مردني كه از قبل در بانك داشته، اضافه نكرده است. او به جز بيكاري و يكساني دخل و خرج بسياري از جوان‌ها يك دليل ديگر براي پس‌انداز نكردن همنسل‌هاي ما عنوان مي‌كند: «بعضي از جوان‌ها زياده خواهند و چشم‌ و همچشمي مي‌كنند تا بهترين لباس‌ها را بپوشند يا در بهترين محله شهر زندگي كنند. اين است كه درآمدشان را خرج رسيدن به اين خواسته‌هاي نه چندان منطقي مي‌كنند و پولي براي پس‌انداز نمي‌ماند.» او از نبود ثبات شغلي نيز به عنوان مانع ديگري در راه پس‌انداز نام مي‌برد.

زحمت نكشيده‌ام، پس ولخرجي مي‌كنم

كوثر درويشي و الهام عاشوري، هر دو 22‌‌ساله‌اند، دانشجو و مقرري ماهانه كه خانواده براي آنها تعيين كرده، تنها منبع درآمدشان محسوب مي‌شود. اين سوال كه اهل پس‌انداز هستند يا نه، حسابي مي‌خنداندشان و درويش با همان خنده تاكيد مي‌كند كه او و دوستش در اين زمينه كپي يكديگرند و هر دو، تمام پول توجيبي‌شان را خرج گردش و تفريح و خريد چيزهايي مي‌كنند كه معمولا ضروري نيستند و مي‌گويد حتي اگر پس‌انداز كنند باز هم تنها هدفشان استفاده از اين پس‌انداز براي گردش و خريد كفش و لباس تعريف مي‌شود. صادقانه اعتراف مي‌كنند اگر بار تامين مخارجشان به جاي پدر خانواده بر دوش خودشان بود، اينقدر ولخرجي نمي‌كردند. حالا خنده جاي خود را به چهره‌هاي متفكر داده و عاشوري مي‌گويد: «اگر خودمان سركار مي‌رفتيم، اصلا حقوقمان را به همين راحتي خرج نمي‌كرديم؛ چون برايش زحمت مي‌كشيديم. بيشتر آن را پس‌انداز مي‌كرديم براي كارهاي مهم نه خريد 10 ‌جفت كفش و 20 ‌تا روسري.»

اگر راهي وجود داشت كه مي‌شد با آن حساب‌هاي موجود در بانك‌هاي كشور را بررسي و مشخص كرد سهم جوانان در رونق فعاليت‌هاي بانكي با افتتاح حساب‌پس‌انداز چقدر است، جواب دادن به اين سؤال كه جوانان ايراني اهل پس‌انداز هستند يا خير‌ راحت مي‌شد.

مريم گودرزي مقدم

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

پنج شنبه, 04 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16572
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11839830

اوقات شرعی



آخرین نظرات