• عضویت
خانه  >  مقالات  >  خانواده  >  معضلی به نام تنهایی در دوارن پیری
( 0 Votes ) 

pir-dast

 

مادربزرگ تنهاي تنهاست. نه اين‌ كه فكر كنيد هيچ‌كس را ندارد. او خيلي هم قوم و خويش و فاميل و افراد نزديك دارد. تنهايي او به اين دليل است كه فكر مي‌كند هيچ كس دوستش ندارد و با اين پيش‌فرض با ديگران رفتار مي‌كند. هر حركت كوچكي از سوي ديگران براي صحه گذاشتن بر فرضيه هيچ‌كس دوستم ندارد، تعبير و تفسير مي‌شود و گاه با اعضاي خانواده به خاطر اين موضوع دعوا مي‌كند و آنان را مي‌رنجاند.

نادره دختر او مي‌گويد: ترجيح مي‌دهم خانه مادرم نروم و هر چه لازم دارد برايش بفرستم و تلفني سراغش را بگيرم، زيرا هر وقت همديگر را مي‌بينيم او به من حرف‌هاي ناراحت‌كننده مي‌زند و هرگونه رفتار من را به دوست نداشتن تعبير مي‌كند. مثلا مادرم عادت داشت براي رسيدن ماه رمضان خانه تكاني كند. من كمر درد دارم و نمي‌توانم به او كمك كنم و او هم ديگر قادر به اين كار نيست. به خاطر همين خدمتكار گرفتم و به خانه او رفتيم تا همه چيز را تميز و مرتب كند. اما واكنش او همان رفتار قبلي بود: شما بدتان مي‌آيد به وسايل خانه من دست بزنيد. به خاطر همين خدمتكار گرفته‌ايد.

با خدا باش

واقعيت اين است كه مهم‌ترين حامي شما در زندگي خداست نه كس ديگر. اگر تنها توقعات خود را با او مطرح كنيد و قدرت اراده او را در خود پرورش دهيد مي‌توانيد روابط خود با ديگران را بخوبي شكل دهيد. اگر مي‌خواهيد در سال‌هاي پيري تنها و سرخورده نباشيد روي روابط خود كار كنيد. حتي اگر اكنون ميانسال يا سالمندي هستيد كه تنها مانده‌ايد با تجديدنظر روي رفتار خود با ديگران مي‌توانيد آنها را دوباره به خود نزديك كنيد.

وين داير، نويسنده معروف كتاب‌هاي روان‌شناسي معنوي اعتقاد دارد پس از مشيت الهي اراده شما بزرگ‌ترين راهنماي شما براي شكل دادن روابط است. اين نيرو با پشتيباني الهي مي‌تواند صميميت را به زندگي شما برگرداند. اين انديشمند توصيه مي‌كند‌ هر چه بيشتر به اين فكر باشيد كه عدم درك و تحسين خانواده چقدر دردآور است بيشتر عدم درك يا تحسين آنان به سوي شما جذب مي‌شود، زيرا شما خود را به فردي غيرقابل درك و تحسين‌ناپذير بدل مي‌سازيد و روي عدم پذيرش آنان تمركز مي‌كنيد و چيزي كه به آن مي‌انديشيد و رويش تمركز مي‌كنيد گسترش مي‌يابد.

اول تغيير كنيد بعد تغيير دهيد

اگر فكر مي‌كنيد تحت نفوذ انتظارات اقوام هستيد، برخي شما را براي پول مي‌خواهند و به ميراثتان فكر مي‌كنند و برخي ديگر توقع حمايت دارند و... در مرحله اول بايد افكارتان را از آنچه آنها انجام مي‌دهند به سوي آنچه شما مي‌انديشيد تغيير جهت دهيد.

با خود بگوييد چون عقايد خودم را در مورد خودم كم‌اهميت‌تر از عقايد ديگران در مورد خودم دانسته‌ام پس به آنان آموخته‌ام كه چگونه با من رفتار كنند. سپس مجدانه قصد كنيد به كمك خدا رفتار درست را صحه بگذاريد و به آنان بياموزيد كه چه رفتاري با شما داشته باشند.

شما مسوول رفتارهاي ديگران با خودتان هستيد. اگر اين مسووليت را بپذيريد ديگر اجازه نمي‌دهيد احساساتي كه در عرف و نسل به نسل به شما ارث رسيده ذهنتان را درگير كند. تحقير، دست و پاگير بودن سالمند، تمايل ديگران به ترك سالمند و بي‌حاصل بودن سال‌هاي سالمندي از جمله اين باورهاي غلط است.

شما به سرزنش، نااميدي، پشيماني، نگراني و نفرت نبايد اجازه ورود بدهيد. اغلب شما اين كار را با تمايل به پذيرش نظرهاي منتقدانه انجام مي‌دهيد كه به ظاهر خيرخواهانه‌اند، اما غالبا رسومي هستند مداخله‌گرايانه و مزاحمت‌آميز.

احساسات بد از كجا مي‌آيد؟

مريم خانم، زن معقول و مهرباني است كه بتازگي روابط او با خانواده پسرش مخدوش شده است. تمام اينها به اين دليل بود كه مريم خانم به حرف خانم همسايه‌اش كه مي‌گفت با پسرت صحبت كن تا بعد از داشتن 2 دختر دوباره اقدام كرده پسردار شوند شروع شد. او حتي مي‌گفت: بعد از پسرت نوه‌هاي پسر هستند كه دست و بال تو و پسرت را مي‌گيرند. دختر، عروس مردم است و بزرگ‌تر‌هاي خانواده بعد از ازدواج آنها از هيچ حمايتي برخوردار نخواهند بود.

اين حرف‌ها سبب شده بود پيش از هر اتفاقي مريم خانم حس كند پشتش خالي شده و پسرش هم بي‌پناه مي‌ماند.

وقتي اين حرف را با پسرش مطرح كرد از واكنش تند او ناراحت شد و حس تحقير و توهين به او دست داد و او هم به خاطر اين حس واكنش بدتري نشان داد و او كه مادرشوهر مداخله‌گري نبود با يك نظر نادرست كه در ذهنش ايجاد شد در حالي كه از عدم حمايت مي‌ترسيد اكنون تنها شده است.

اما روش درست برخورد با چنين افكاري چيست؟ فراموش نكنيد به طور كل هر آنچه در كسي مي‌بينيد بازتابي است از برخي جنبه‌هاي خود شما. چون در غير اين صورت نه شما و نه اطرافيان را ناراحت نمي‌كرد و در همان وهله نخست متوجه آن نمي‌شديد.

باور كنيد خودتان سرچشمه تيرگي روابط‌تان هستيد و ربطي به فردي ندارد كه او را بي‌عاطفه‌ترين شخص فاميل مي‌دانيد. ديگران چنان رفتار مي‌كنند كه شما با عكس‌العمل‌هاي خود به آنان نشان مي‌دهيد كه مي‌توانند چنين كنند.

اگر بينديشيد كه قصد من اين است كه با اقوامم خود واقعي‌ام باشم و در آرامش به سر برم اين وضع را تجربه خواهيد كرد، حتي اگر آن خويشاوند همان كارهاي سابق را بكند ديگر نمي‌تواند شما را برنجاند.

فكر كنيد بزرگ‌ترين گناه ديگران ممكن است اين باشد كه آن‌طور كه شما فكر مي‌كنيد و توقع داريد زندگي نمي‌كنند.

مي‌بينيد اين اشتباه براحتي قابل بخشش است چون شما هم بايد همين كار را بكنيد و طوري كه ديگران فكر مي‌كنند و توقع دارند زندگي نكنيد بلكه شيوه درست و خداپسندانه را پيش بگيريد. اگر تصميم بگيريد كه تسليم و راضي به رضا و مشيت الهي باشيد ديگران چگونه مي‌توانند سبب ناراحتي شما شوند؟ شما اين آرامش و صلح را نيز بايد به ديگران عرضه كنيد. خواهيد ديد كه هر لحظه در بهشت زندگي مي‌كنيد.

شما نيز ممكن است به خاطر ديدگاه‌هاي خود، ديگران را رنجانده باشيد.

اگر شما تهاجم و تفاخر ديگر را با همين رفتار جواب مي‌دهيد اجازه داده‌ايد كه آنان زندگي شمارا با شيوه خود تغيير دهند و شما را آينه رفتار خود سازند. به جاي اين كار كه اجازه دهيد نور درونتان با تاريكي آلوده شود بار ديگر تصميم بگيريد تاريكي طرف مقابل را با صلح و روشني خود روشن كنيد.

مثلا اگر عروس شما در مورد ضرورت جدا بودن سالمندان از خانواده و استقلال آنها سخن گفت مي‌توانيد بگوييد: جدا! دوست دارم تجربيات شما را در اين مورد بشنوم. اين كلام تاييد حرف او نيست ولي به او اجازه داده است كه نظرش را مطرح كند در ضمن خودش نيز بيشتر روي آن فكر كند. به رويارويي‌ها آرامش ببخشيد و فرصت فكر كردن بدهيد و بدون پيشداوري و قضاوت اين كار را بكنيد. خواهيد ديد كه همه چيز كم‌كم مثبت خواهد شد و نور آرامش همه جا را فرا مي‌گيرد.

راه‌هاي رسيدن به آرامش

براي دستيابي به روابط مطلوب راه‌هاي روانشناختي نيز وجود دارد. وين داير در كتاب قدرت اراده توصيه مي‌كند نخست قصد خود را به طور شفاهي بر زبان آوريد و بعد روي كاغذ بنويسيد. سپس دستيابي به آن را با تمام وجود در خود پرورش دهيد.

از خدا بخواهيد راه درست و نور و روشني اخلاق را درون شما بيدار كند و شما را بر مشيت خود آگاه سازد. سپس به دنبال تجلي خواست خود باشيد.

آنچه را براي اقوامتان مي‌خواهيد براي خود نيز بخواهيد.كساني كه با شما با خشم رفتار مي‌كنند و خصومت مي‌ورزند با خودشان در آرامش نيستند. اين آرامش را از خدا براي آنان بخواهيد. اگر به آنها اين‌طور فكر كنيد تمركز را از خودتان دور مي‌كنيد. به اين ترتيب گفت‌وگوي دروني شما پيرامون آرامش اطرافيان خواهد بود و به اين ترتيب هر دو به آرامش مي‌رسيد. شايد فلسفه اين كه مي‌گويند اول براي ديگران دعا كنيد سپس براي خودتان نيز همين


است.

ناآرامي در خانواده از درون خودتان مي‌جوشد

اگر آرامش در روابط خانوادگي‌تان از بين رفته مفهومش اين است كه جايي در درون شما با عدم آرامش پر شده است. اين حس مي‌تواند ناتواني جسمي شما باشد. با آرامش و صلح با اين حالت خود چنان رفتار كنيد كه با خويشان رفتار مي‌كنيد و سلامي محبت‌آميز و دعايي خير براي خود بفرستيد. مثلا‌ اي‌استخوان‌هاي دردمند من دوستتان دارم و شما را با محبت مي‌پذيرم و از سوي خدا براي شما آرامش و سلامت طلب مي‌كنم.

اگر با خود در خصومت و نا اميدي باشيد با ديگران نيز به همين شكل برخورد مي‌كنيد. روابط خود را با ديگران در وضعي تصور كنيد كه ايده‌آل شما بوده است. مثلا فكر كنيد جوان هستيد و فرزندانتان با شما هيچ مشكلي ندارند و از آن زاويه با آنان رفتار كنيد. شما دوست داريد به آرامش دروني دست يابيد و اين شيوه با وجود اين ‌كه ديگران تغيير كنند يا نه شما را به آرامش رسانده و در آخر بخشايشگر و قدرشناس بودن بهترين شفا براي دل‌هاي ناآرام


است.

ماندانا ملاعلي

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

پنج شنبه, 04 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16572
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11841004

اوقات شرعی



آخرین نظرات