• عضویت
خانه  >  مقالات  >  خانواده  >  تنهایی سالمندان را زنده به گور می کند
( 0 Votes ) 

 

پيرزن وقتي كه هوا باراني است، دلش مي‌گيرد. صندلي‌اش را مي‌گذارد كنار پنجره و يك پتو دور خودش مي‌پيچد و به عابران نگاه مي‌كند.

باران براي او يادآور تمام خاطرات تلخ است؛ خاكسپاري مادرش، فوت همسرش و جدايي از فرزندانش همه در روزهاي باراني بود.

پاييز كه مي‌شود دلش شور باران مي‌زند و وقتي باران مي‌آيد دل و چشمان او نيز باراني است.

پيرزن تنها زندگي مي‌كند، به تنهايي خريد مي‌رود و به تنهايي آشپزي مي‌كند؛ غذايي متشكل از هرچه دم دستش باشد و كمي آب كه به نرمي و پخت آن كمك كند.

تمام ترس اين روزهاي تنهايي پيرزن از اين است كه يك روز تنها بميرد و كسي نفهمد و جسدش در خانه بو بگيرد. اين كابوسي است كه هر شب سراغش مي‌آيد. تنهايي دارد او را از پا در مي‌آورد.در كشوري روبه توسعه چون ايران تنهايي سرنوشت محتوم بسياري از سالمندان است. فرزنداني كه جدا زندگي مي‌كنند و گاهي در شهرهايي دور هستند يا از كشور خارج شده‌اند و رفت و آمدهاي فاميلي محدود كه محصول اين جامعه است براي سالمندان تنهايي زيادي به وجود آورده است. نسل امروز نيز اگر از اكنون به فكر نباشند بزودي تنهايي را تجربه مي‌كنند. جدايي، كم‌فرزندي و بي‌فرزندي و كمبود عاطفه اين مشكل را در نسل‌هاي بعدي شديدتر مي‌كند.

در كنار خاطرات

يافته‌هاى يك پژوهش نشان مي‌دهد تجربيات سالمندان از اين پديده آن را يك حس دردناك و رنج‌آور توصيف مي‌كند كه در نتيجه فقدان‌هاي موجود در زندگي بروز مي‌كند و آنان در ضمن ايجاد ارتباط با خدا با يادآوري خاطرات دوران مختلف زندگي و ايجاد ارتباطات جديد در جهت رويارويي با اين پديده تلاش مي‌كنند. اين يافته‌ها مفاهيم مهمي را در عرصه ارائه مراقبت به سالمندان آشكار ساخته و مي‌تواند توانايي ارائه‌كنندگان مراقبت‌هاي بهداشتي ـ درماني و توانبخشي را براي بررسي، پيشگيري و مداخلات مراقبتي در خصوص اين پديده افزايش دهد.

تنهايي و نقصان جسمي

آقاحميد يا همان حاج‌حميد آچار، مكانيك محل بود. او سال‌ها ماشين همه را تعمير كرده بود ولي امروز كه بر اثر ساييدگي مفصل زانو و ديسك كمر خانه‌نشين شده بود به قول خودش كسي نبود پيچ و مهره‌هايش را سفت كند.

آقاحميد در 70 سالگي خيلي زود زمينگير شده است. او مي‌گويد: تا وقتي سر پا هستي مي‌تواني سراغ ديگران بروي اما وقتي افتاده شدي ديگر فراموش مي‌شوي. هر رفتي آمدي دارد و وقتي ديگر نرفتي سراغ كسي، كسي هم سراغت نمي‌آيد. او همسرش را نيز سال‌ها قبل از دست داده است.

بسياري از سالمندان، به خاطر بيماري‌هاي جسمي و فوت نزديكان در معرض خطر انزوا و تنهايي هستند. بيشتر سالمندان دوران پيري را‌ دوران تنهايي توصيف كرده و به عنوان يك تجربه ناخوشايند از آن هراس دارند. شواهد نشان مي‌دهد احساس تنهايي پديده‌اي گسترده و فراگير است و 25 تا 50 درصد كل جمعيت بالاي 65 سال را بر حسب سن و جنس تحت تاثير قرار مي‌دهد.

تنهايي و هزار درد

نبايد گفت پيري و هزار درد، درستش تنهايي و هزار درد است. نرگس خانم اين را مي‌گويد و به دردهايي اشاره مي‌كند كه از وقتي دخترانش را در شهرستان شوهر داد و همسرش فوت كرد به آنها مبتلا شد. فشارخون، سردرد‌هاي ميگرني و ديابت از جمله اين دردها بود.ناراحتي روحي ناشي از تنهايي علاوه بر بيماري‌هاي روحي، بيماري‌هاي روان تني و ناشي از افسردگي نيز پديد مي‌آورد.

مروري بر شواهد موجود درخصوص احساس تنهايي سالمندان نشان مي‌دهد منشا بسياري از حالات نامتعادل رواني سالمندان از قبيل افسردگي، خودكشي و ياس شديد، احساس تنهايي است. صاحب‌نظران معتقدند هر كوششي كه منجر به رفع احساس تنهايي سالمندان شود، سدي است در برابر موج مشكلات پيچيده رواني افراد سالمند و از سوي ديگر باعث بهبود عزت‌نفس آنان مي‌شود. درمان موفقيت‌آميز احساس تنهايي ممكن است عوارض جدي‌اي همچون افسردگي را كاهش دهد. از طرفي افزايش تماس‌هاي اجتماعي مي‌تواند سبب ارتقاي سلامت اين دسته از سالمندان شود.

حس درد ورنج و شرايط عاطفي بسيار آزاردهنده و احساس فرسايش رواني در تجربيات مشاركت‌كنندگان يك پژوهش در خصوص تنهايي سالمندان بازگو شده است.

مشاركت‌كنندگان در اين پژوهش احساس تنهايي را به عنوان شرايط عاطفي بسيار آزاردهنده و تجربه‌اي فردي، ناخوشايند، منفي، عذاب‌آور، سخت، وحشتناك و دردناك توصيف كرده‌اند. همچنين احساس تنهايي به عنوان سرنوشتي تيره معرفي شد.

يكي از كساني كه با او در اين پژوهش مصاحبه شده بود درباره وضعيت خود مي‌گويد: دردآورترين چيز زندگيم تنهاييه، تنهايي خيلي بده، احساس مي‌كني تمام غم‌هاي دنيا مال توست، همش.

آدم ميره توي فكر و خيال، اين فكر و خيال كردنا آدم را ديوانه مي‌كنه، فكر مي‌كني هيچ كس بهت اهميت نمي‌ده، به فكرت نيست، فراموشت كردند، خيلي حس بديه.

- گاهي وقتا اينقدر دلم مي‌گيره‌ كه مي‌شينم‌
هاي و ‌هاي گريه مي‌كنم. با خودم مي‌گم چرا؟ چرا من بايد اينقدر احساس دلتنگي و تنهايي بكنم....

پاهام، كمرم، همه جاي بدنم درد مي‌كنه؛ اما هيچ دردي بدتر از درد تنهايي نيست.

تجربيات سالمندان شركت‌كننده در اين پژوهش، تم احساس فرسايش رواني را آشكار كرد.

مشاركت‌كنندگان اظهار كردند از احساس بي‌حوصلگي، خود كم‌بيني، احساس بي‌ارزشي، بي‌مصرفي، نااميدي، اضطراب، افسردگي، درماندگي و عزت‌نفس ـ كه به دنبال احساس تنهايي ايجاد شده ـ رنج مي‌برند و اين خود سبب افرايش درد و رنج احساس تنهايي مي‌شود.

فقدان و محروميت حس ديگري است كه اين سالمندان تجربه مي‌كنند. سالمندان در توصيف‌هايشان به احساس تنهايي به دنبال محروميت از حقوق طبيعي، وابستگي‌ها و متعلقات، تعاملات، سلامتي و حمايت‌هاي رسمي و غيررسمي اشاره خاصي داشتند. 4 مضمون قطع تعاملات مهم، پيري و مشكلات جسمي، فقدان منابع حمايتي و محروميت از حقوق و شوونات انساني تم فقدان و محروميت را شكل دادند.

ظلمي به نام تجرد اجباري

سالمنداني كه همسر خود را از دست داده بودند يك عامل مهم ايجاد احساس تنهايي را فوت همسرشان بيان كردند. اكثريت آنها مي‌گفتند كه ازدواج مجدد مي‌تواند در كاهش احساس تنهايي به آنها كمك كند؛ لكن به‌رغم تمايل آنها به ازدواج مجدد، فرزندانشان با اين امر مخالف بودند.

- الان 8 سالي مي‌شه كه خانمم فوت كرده، يك دسته گل بود...

... 2 سال بعد از فوت خانمم مي‌خواستم زن بگيرم به خاطر تنهايي؛ اما بچه‌ها ناراضى بودن. مي‌گفتن آبرومون مى‌ره...

رخم را بوسه ده اكنون همانيم

سالمندان، آفتاب لب بامند. تا سايه‌شان بر سرمان است بايد برايشان كاري كنيم. حالا مي‌دانيم تنهايي با سالمندان چه مي‌كند و مي‌دانيم ازدواج يا معاشرت چقدر مي‌تواند به آنان كمك كند. مي‌دانيم حمايت‌هاي دولتي و اجتماعي نيز آنان را از اين حس فرساينده خارج مي‌كند و تنها كاري كه آنها خودشان براي خودشان مي‌كنند، دعاست.

ارتباط با خدا ، زندگي با خاطرات گذشته وايجاد ارتباطات جديد راه‌هاي جبران اين تنهايي است.

اكثريت سالمندان شركت كننده در پژوهش تاكيد كردند عقيده به خدا و ارتباط با او به آنها اميد و قدرت مبارزه با احساس تنهايي را مي‌دهد. آنها بيان كردند كه مي‌دانند خدا هميشه با آنها بوده و تنها اميدشان است و با وجود توكل و ايمان به خدا احساس آسايش خاطر و امنيت مي‌كنند.

سالمندان شركت‌كننده در اين پژوهش، فقدان كيفيت و كميت منابع حمايتي را به عنوان يكي از علت‌هاي احساس تنهايي معرفي كردند كه از آن جمله مي‌توان به عدم تامين نيازهاى ضرورى زندگى، فقدان تسهيلات خاص براى سالمندان، عدم دسترسى به بيمه درمانى، تسهيلات پايين بيمه‌هاى درمانى، فقدان خدمات حمايتي و مراقبتي رايگان يا ارزان، هزينه بالاى خدمات بهداشتى و درمانى. فقدان منابع حمايت از خانواده، نبود فرصت كارى براى سالمندان، عدم دسترسي آسان به مواد غذايى يارانه‌اى و خدمات مناسب حمل و نقل اشاره كرد.

پژوهشي كه به آن استناد شد در آخرين شماره فصلنامه علمي- تخصصي سالمند منتشر شده است.

ماندانا ملاعلي

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

پنج شنبه, 04 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16572
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11841272

اوقات شرعی



آخرین نظرات