به خودم میگویم اگر او نبود تا حالا با این بیتفاوتی شوهرم صد مرتبه از او جدا شده بودم و پیش خودم نقشه میكشم اگر بفهمم با زن دیگری رابطه دارد یا از من سرد شده و میخواهد طلاق بگیرد به هر دری میزنم تا سیما را پیش خودم ببرم. او تنها دلخوشی زندگی مسخره من است. وقتی دانشجو بودم با هماتاقیهایم رابطه صمیمیتری داشتم تا با این مردی كه به نام شوهر اسمش توی شناسنامه من است و یك گوشه تخت را صاحب شده است. انگار بین ما دیوارهای بلندی است و همدیگر را نمیبینیم. گاهی میترسم آنقدر مرا نبیند كه رو پایم را لگد كند یا رویم بنشیند!!!
چنین شرح حالی برای كسانی كه روابط خانوادگیشان دچار سردی شده و همسرشان در خانه كلمهای حرف نمیزند عادی است. این ماجرای تلخ را هر روز تجربه میكنند و با خود فكر میكنند، چرا باید این آدم را تحمل كنم. اما چرا این اتفاق میافتد و این نوع رفتار را چه میتوان نامید.
دلم دیگر پیش تو نیست
وقتی دلتان برای همسرتان نمیلرزد و بودن و نبودنش برایتان مساوی میشود به اصطلاح متخصصان دچار طلاق عاطفی شدهاید.
آمار رسمی طلاق نشاندهنده میزان ناكامی همسران در زندگی زناشویی نیست، زیرا در كنار آن آمار بزرگتری به طلاق عاطفی اختصاص دارد. یعنی به زنان و مردانی كه شب چون جسمی سرد و خاموش در سردخانه در كنار هم قرار میگیرند و صبح هنگام چون غریبگان از هم جدا میشوند. كسانی كه فرسنگها با هم فاصله دارند، اما به مصالحی هنوز با هم زندگی میكنند.
یك روانشناس، طلاق عاطفی را اولین مرحله در فرآیند طلاق و بیانگر رابطه زناشویی روبه زوال میداند كه احساس بیگانگی جایگزین آن شده است. به اعتقاد پل بوهانان، روانشناس در چنین ازدواجی هریك از زن و شوهر به دلیل احساس غمگینی و ناامیدی دیگری را آزار میدهد. به اعتقاد وی، طلاق عاطفی متضمن فقدان اعتماد، احترام، محبت و حمایت است و 2 زوج در جهت آزار و ناكامی و تنزل عزت نفس یكدیگر عمل میكنند و سعی میكنند عیب و كوتاهی دیگری را اثبات كرده، او را طرد كنند.
به اعتقاد استفن ماركز هر شخص متاهل از زاویه دید خود و تمایلاتش، دیگران و همسرش به مسائل نگاه میكند. هریك از این دیدگاهها از تعادل خارج شود و از همسر دور شود سبب طلاق عاطفی و سردی روابط میگردد.
پس اگر بیش از اندازه خودمحور هستید و به تمایلات و خواستههای خود بها میدهید یا مثلا تمام توجه خود را به شغلتان معطوف میدارید منتظر چنین آسیبی در روابط خود باشید.
شما نامرئی هستید
براساس پژوهشی كه باستانی و همكارانش در مورد طلاق عاطفی در میان بانوان مراجعهكننده به مراكز مشاوره تهران انجام دادهاند، عدم تامین نیازهای عاطفی، بیتوجهی مرد، مشكلات ارتباطی، انتخاب نادرست همسر، عدم همدلی و همراهی، رفتارهای خشونتآمیز و عدم گذران وقت با یكدیگر، نارضایتی جنسی و بیاعتمادی، عدم احساس مسوولیت مرد و عدم تعادل روحی وی به عنوان شرایط ایجادكننده طلاق عاطفی ذكر شده است.
علاوه بر این دخالت خانواده، نارضایتی از خانوادهها، ناهماهنگی خانوادهها، شیوه تربیتی نادرست، زندگی با خانواده مرد، وضعیت اشتغال و اعتیاد او، زندگی در شهر دیگر و ازدواج مجدد مرد عوامل فرعی و میانجی در این وضعیت به شمار میروند و چنانكه در مقدمه این گزارش خواندید نادیده گرفته شدن درهمه این موارد حرف اصلی را میزند.
نادره بانویی 34 ساله است كه تازه از همسرش جدا شده؛ او میگوید در این مورد هیچ حس بدی ندارم. به علاوه حس میكنم از وجود یك مزاحم طلبكار در خانهام خلاص شدهام.
همسری كه جز خواستن شام، ناهار، صبحانه و تمیز بودن خانه چیز دیگری از او نمیشد دید. ما مدتها بود از هم طلاق گرفته بودیم، اما تازه رسمی شده است.
وقتی زوجین اشتياقي به ارتباط با يكديگر ندارند و اگر رابطهاي ميان آنها برقرار است از تهدل نيست، بلكه بيشتر از سر وظيفه است باید به فكر آسیبشناسی روابط بود.
در اين مرحله پيامهاي كلامي و غيركلامي به ندرت و از سر ناچاري رد و بدل ميشود.
كاهش رضايت جنسي، كاهش ارتباط كلامي، قطع ارتباط با اقوام، اولويت يافتن فرزندان، افزايش فاصله ميان زوجين و بيتفاوتي آنها نسبت به يكديگر از مهمترين زمينههاي بروز طلاق عاطفي است و فشار رواني و مشكلات روحي زن و فرزندان و از بين رفتن تعهد لازمه در روابط زناشويي از جمله پيامدهاي وقوع طلاق عاطفي به شمار میرود.
آنچه باید، آنچه نباید
ازدواج فاقد كشش اولیه میتواند شما را به همین جایی برساند كه از آن حرف میزنیم. حتی یك عشق یك طرفه نیز میتواند به سردی و نفرت بدل شود، زیرا شما هرگز حرارتی را كه نشان میدهید دریافت نمیكنید.
شما اگر یك مرد با مهارتهای كلامی محدود و ابهت بدون كلام هستید بهتر است رفتار خود را اصلاح كنید، زیرا خانمهایی كه در پژوهش سوسن باستانی، محمود گلزاری و شهره روشنی مورد مطالعه قرار گرفتند از همین عارضه در شوهرانشان نیز رنج میبردند.
یكی از خانمهایی كه این نوع سردی رابطه را تجربه میكند، میگوید: توقعات عاطفی من برآورده نمیشود. وقتی به همسرم میگویم، میگوید: اینكه آمدهام خواستگاری تو و الان مخارجت را میدهم یعنی دوستت دارم، اما من محبت را در رفتار و گفتارش نمیبینم.
بانوی دیگری در مورد خواستههای خود میگوید: من هم پا به پای همسرم كار میكنم، اما او جز تحقیر من كار دیگری ندارد كه انجام دهد.
پول من همیشه در مخارج خانه صرف میشود و وقت من برای خانه، بچه و همسرم، اما او میگوید: كار خانه كه چیزی نیست. پولت را هم به رخ من نكش كه به درد خودت میخورد. او میخواهد مرا تحقیر كند و زحماتم را نادیده بگیرد. هیچ قدردانی در رفتارش نمیبینم و اگر كلمهای حرف بزنم میگوید: مادر من 9 بچه بزرگ كرد و اینقدر آه و ناله نكرد.
اگر میخواهید به طلاق عاطفی نرسید علاوه بر موارد فوق به همسرتان احترام بگذارید و تغییرات مثبت ظاهری او را تشویق كنید. همیشه او باید اولین محل نگاه شما در جمع باشد نه اینكه او را اصلا نبینید.
بدانید وقتی ازدواج كردید همسر شما بانوی اول خانه شماست همانطور كه مادرتان بانوی اول خانه خودش است و او را با مادرتان و هیچ زن دیگری مقایسه نكنید. او تنها زنی است كه بسیار به شما نزدیك میشود ، پس عاطفه و گرمی بیشتری از خود نشان دهید.
اگر با مشخصات مطرح شده در این گزارش حس میكنید دارید دچار طلاق عاطفی میشوید مهارتهای ارتباطی و كلامی خود را تقویت كنید و اگر شده كلاس بروید و آموزش ببینید.
این مرد، آقای خونه نیست!
با توجه به نیازهای مخاطبان این صفحه و درخواستهای مكرر عزیزان قصد داریم از این شماره در مورد مسائل خانوادگی و سوالات شما، مطالب روانشناسی و سخنان كارشناسان و مشاوران را در این ستون درج كنیم. اولین قسمت را به روابط همسران و مسوولیت نپذیرفتن شوهر در خانه اختصاص دادهایم.
بسیاری از بانوان این مشكل را تجربه كردهاند كه همسرشان وقتی به خانه میآید هیچ كار دیگری را بر عهده نمیگیرد. كارهایی كه به آن كار مردانه میگوییم و خرید سنگین چیزهایی است كه انجام بیجروبحث آن باعث شادی همسران میگردد.
چنانكه زن نیز كارهایی را كه بر عهده اوست به صورت روتین انجام میدهد و قرار نیست هر روز به او بگویند غذا بپز و ظرف بشوی و چیزهايی از این دست. وقتی این جزییات كوچك نادیده گرفته میشود و همین چیزها بار اضافهای بر دوش زن كه كارهای سخت و تكراری خانه را نیز بر عهده گرفته است ميگذارد ، چه باید كرد؟
چنانكه همه خانمها مهارتهایی چون خیاطی و بافتنی ندارند همه آقایان نیز مهارتهایی چون تعمیر وسایل برقی و خانگی را نیاموختهاند. خصوصا این روزها كه والدین از بچهها فقط توقع درس خواندن دارند.
به اعتقاد روانشناسان تربیتی كسانی كه هنگام كودكی مسوولیت را نیاموزند در بزرگسالی نیز به سختی زیر بار این كار مهم میروند. كسانی كه كارهای مردانه را نیاموزند طبیعی است آن را در خانه خود نیز انجام نخواهند داد.
اگر میخواهید از برخورد با چنین اشخاصی نتیجه مناسبی بگیرید نباید با آنان درگیر شده و آنان را بیعرضه و بیكفایت تلقی كنید. با آرامش كارهایی را كه باید انجام شود فهرست كنید و با هم قرار بگذارید هریك فهرست دیگری را صبح از روی در یخچال یا جای مناسب دیگری بخواند. قبلا در مورد امور محوله به توافق برسید و در مقابل هر كاری كه بر عهده او میگذارید كاری را به عهده بگیرید تا بداند شما در حقش اجحاف نمیكنید.
حتی میتوانید كار بزرگتری بر دوشش بیندازید كه به كم قانع شود، مثلا اصرار كنید كه به خاطر خرابیهای خانه میخواهید جای دیگری خانه بگیريد.
با سیلی صورتتان را سرخ نكنید. به صراحت اگر چیزی خواسته شد بگویید نداریم و بگذارید خلأ آن در خانه حس شود.
از یكی از اقوام خود مثل پدر یا برادر بخواهید كه تعمیركار بیاورد و به او بگویید. قطعا از اینكه خانواده شما كارهای او را انجام دهند خوشحال نمیشود و اگر حساس نیست از خانواده خودش بخواهید این كار را بكند.
نقش منشی او را بازی نكنید تا عادت نكند مدام شما تذكر كارهایش را بدهید و به همان فهرست اكتفا كنید.
ماندانا ملاعلی