پدربزرگ وقتي ديد كه ديگر نميتواند مثل سابق سفر كند و مادر بزرگ را به عنوان بهترين يار و غمخوار خود از دست داده، يواشيواش در خانهاش را به روي همه بست و اخلاقش كاملا عوض شد. او گوشهگير و رنجور شده است و دلش نميخواهد كسي را ببينيد. همه فكر ميكنند او افسرده است اما خودش فكر ميكند تنها چارهاش مرگ است.
براي مقابله با افسردگي پدربزرگ، راههاي متعددي وجود دارد.
برطرف كردن عامل
اگر مرگ همسر يا دوستان يا يك بيماري مزمن يا از دست دادن توانايي حسي، شما را افسرده ميكند، سعي كنيد با آنها مقابله كنيد.
درمان شنوايي به كمك سمعك، ترميم بينايي به كمك عينك و كمك به راه رفتن با عصا يا واكر و ورزش و درمان مفاصل شما را دوباره خوشحال ميكند.
حضور در جمع دوستان دوباره شما را از تنهايي در ميآورد و با كمك داروها ممكن است نسبت به زندگي حس بهتري پيدا كنيد.
تغييرات مغزي در افراد افسرده
مطالعه و بررسي تصويرهايي كه از مغز گرفته شده نشان ميدهد كه در افسردگي، مدارهاي مغز كه مسوول تنظيم و كنترل حالات روحي، تفكر، خواب، اشتها و رفتار فرد هستند، بخوبي از عهده انجام كامل اين وظايف برنميآيند. تركيبات شيميايي كه سلولهاي مغزي براي ايجاد ارتباط با يكديگر استفاده ميكنند، از كنترل خارج ميشوند و اين امر هم در افراد سالمند و هم در جوانان يكسان اتفاق ميافتد و هميشه هم امري است غيرطبيعي.
روزگار افسردگي
بسياري از افراد پس از بازنشستگي دچار افسردگي ميشوند؛ يعني هنگامي كه ميكوشند خود را با وضعيت جديد و جريان عادي زندگي جديد خود وفق دهند، دچار افسردگي ميشوند.
اين افسردگي در دهه بعد زندگي كمتر ميشود تا اينكه اواسط دهه 70 عواملي نظير بيماريهاي مزمن، مرگ مكرر همسالان و دوستان و محدوديتهاي حركتي عامل افسردگي آنان ميشود.
سالمندان علاوه بر ابتلا به ضعفهاي جسمي، احتمالاً بيشتر گرفتار بيماريهاي سردرد، تپش قلب، كاهش ميل جنسي، دردهاي شكمي، دردهاي كمري، تنفس كوتاه و يبوست ميشوند، بيماريهاي خيالي و توهمات نيز بسيار شايع است.
بيماريهاي مسبب افسردگي عبارتند از: مشكلات قلبي، كمكاري تيروئيد، و كمبود ويتامينB و اسيدفوليك و بسياري از داروها نيز موجب شروع يا تشديد افسردگي ميشوند. افسردگي اغلب پس از سكته پيش ميآيد و درمان آن ميتواند در بهبودبخشي به تواناييهاي طبيعي بيمار نقش كليدي داشته باشد.
درمان مؤثر
داروهاي ضدافسردگي ميتوانند در بازگرداندن تعادل به هدايتكنندههاي عصبي مفيد باشند. حمايتهاي اجتماعي و رواندرماني نيز در رفع بسياري از عوامل افسردگي مؤثر هستند.
مطالعات نشان ميدهند 80 درصد افراد مبتلا به افسردگي ـ اگر تحت درمان مناسب دارويي و رواندرماني و ديگر اقدامات درماني قرار گيرند ـ بهبود مييابند. بهطور متوسط 12 هفته براي رسيدن به بهبود نسبي زمان لازم است. تحقيقات نشان ميدهند استفاده همزمان از رواندرماني و دارو درماني در پيشگيري از بازگشت افسردگي بسيار مؤثر است.
اثرات ورزش بر افسردگي
طبق تحقيقات گسترده محققان، ورزش علاوه بر پرورش بدن، موجب به وجود آمدن يك سيستم متعادل رواني با اعتماد به نفس بالا ميگردد.
كاهش هيجانها، اثبات هويت و كنترل اجتماعي،اجتماعي شدن، تغيير مثبت و ايجاد روح جمعي،موفقيت و توسعه روابط انساني از جمله كاراييهاي رواني ورزش براي انسان است.
ورزش همچنين توسعه سلامت روحي و جسمي فرد، احساس آسودگي و آرامش بيشتر، تسكين نارساييها و اختلالات رواني و كسب مهارتهاي حركتي، همچنين اكتساب تجارب خلاق و تقويت خودباوري را نيز به همراه دارد.
براي سالمنداني كه دچار آشفتگي فكري هستند، ورزش ميتواند وسيله اساسي براي توجيه واقعيت باشد و بالاخره بايد به خاطر داشت كه چه پيراني كه در اجتماع و در كانون گرم خانواده به سر ميبرند و چه آنهايي كه در موسسات زندگي ميكنند، مناسب با شرايط سني خود نياز به ورزش دارند.
در برنامههاي ورزشي بايد كيفيت زندگي مورد استفاده قرار گيرد و سالمند را از احساس تنهايي افسردگي گوشهگيري و... دور سازد و تصور گذشته خود را به عنوان عضو مفيد اجتماع به دست آورد و اين احساس در آنها ايجاد شود كه جامعه به آنها نياز دارد.
ورزش روي سيستم قلبي ـ عروقي به طوري كه استرس اثر كمتري برفشار خون ميگذارد، خطر حمله قلبي را كاهش ميدهد.
اگر چه رفتارهاي مربوط به سلامت و وقايع استرسزا و افسردگي به طور واضح بر فرآيندهاي جسماني اثر ميگذارند، اما به نظر ميرسد اثر آن بيش از اثر حمايت اجتماعي بر عملكرد جسماني باشد. اين عوامل در مورد افراد مسن، بيشتر است وحمايت اجتماعي حتي قادر است كه اثرات جسماني پير شدن را كاهش دهد.
به نظر ميرسد در واقع شركت جمعي در ورزش، عامل اساسي در بهبود افسردگي است. تحقیقات دیگری نشاندهنده آن است که هر چه سالمندان در جمع دوستان به بیان خاطرات بپردازند، كمتر دچار افسردگی مي شوند. اگرچه این عامل در افسردگی شدید تاثیر چندانی ندارد، اما افسردگیهای خفیف را درمان میكند.
آنان با بیان احساسات مثبت و منفی خود، حس درونی خود را در مورد گذشته بیرون میریزند و آمادگی بیشتری برای پذیرش حال پیدا کرده با دیگران و واقعیات بیرونی آشتی میكنند.
این فعالیت جمعی و حضور در میان دوستان خود، عامل دیگری برای کاهش افسردگی به حساب میآيد.
خاطرهگویی به سالمند احساس غرور و مفید بودن میدهد، اعتماد به نفس او را بالا میبرد و به او آرامش میبخشد که تمام اینها سبب کاهش حس منفی و اضطراب و ناراحتیهای درونی او میشود.
دلخوشی در خانواده
تا میتوانید سالمند خود را در میان خانواده نگه دارید و او را به پانسیون سالمندان نسپارید زیرا تحقیقات نشان میدهد سالمندان این مراکز افسردهتر از سالمندان در خانواده هستند. همچنین تحقیقات نشان میدهد رضايتمندي از حمايت اجتماعي خانواده، به خاطر تاثير مستقيمي که روي انسان دارد، از افسرده شدن سالمندان جلوگيري ميكند.
سالمندان آنلاين
تحقیقات جدید دانشمندان نشان میدهد افزایش گرایش سالمندان به اینترنت و فعالیتهای آنلاین میتواند از میزان احتمال ابتلای آنها به افسردگی بکاهد.
محققان مرکز مطالعات فونیکس اعلام کردند: آنلاین بودن برای افراد مسن میتواند مفید باشد؛ این در حالی است که در آمریکا تنها 42 درصد از افراد 65 سال به بالا از اینترنت استفاده میکنند. این میزان قطعا در ایران بسیار ناچیز است.
یافته دیگر روانپزشكان نیز حاکی است قرار گرفتن در معرض نور سفيد و روشن ميتواند علائم افسردگي را در افراد سالمند كاهش دهد.
روش فوق در بهبود بخشيدن علائم افسردگي در سالمندان تا 54 درصد موثر است. اين روش علاوه بر افزايش نشاط، وضعيت خواب را در سالمندان افسرده بهبود ميبخشد و مقدار توليد ماده سروتونين را كه يك انتقالدهنده عصبي مفيد و شاديبخش است، در مغز افزايش ميدهد.
زهره زيارتي