
هوالله
آنقدر غریب است که باید اثبات کرد یگانه ای برای اسلام بوده است . در آن دوران که پیامبر مهربانی ها به یار و یاوری نیاز داشت تا پرچم اسلام را بالا نگه دارد و استوار ، تنها بانو خدیجه و امیرالمومنین بودند که او را یاری کردند . در آن روز ها که همه و همه به فکر خود و روزگار خود بودند ، تنها همدم و غمخوار رسول خدا ، دختر خویلد بود . آن روز ها که تبلیغ اسلام فقط و فقط نیاز به سرمایه داشت ، این ثمره کسب و کار خدیجه – سلام الله علیها – بود که ریشه اسلام را محکم کرد و پا برجا ! براستی کدام یک از خلفای اهل تسنن آن زمان برخاستند و دست یاری به پیامبر اکرم دادند ؟! کدام یک از همسران دیگر پیامبر که بعد از خدیجه به پیامبر پیوستند ، برای اسلام زحمت کشیدند و درخت اسلام را تنومند کردند ؟! ... جز اینکه حسادت ورزیدند و رسول گرامی را تنها گذاشتند ...؟! جز اینکه حسادت ورزیدند...؟! براستی آنان همسر و همدم برای رسول الهی بودند یا...؟! خدیجه آنقدر از خود گذشتگی کرد که در هنگام وفات ، مال و منالی در دست نداشت تا برای خود کفنی تهیه کند ! آن قدر تنها بود که هنگامه ی وضع حمل هیچ یک از زنان قریش به بالینش حاضر نشدند ! در وصف کدام یک از زنان نبی الله اینچنین روایت نقل شده ...؟! براستی غریب تر از او کسی هست...؟! در سوگ کدام یک از زنان خود ، پیامبر اینچنین اندوهگین بود و از آنها به نیکی یاد می کرد...؟! در مقام بالای خدیجه این بس نیست که ابناسحاق سیرهنویس قدیمى اعتراف مىكند كه مقام معنوى و اخلاقى حرمت بىمانند خدیجه به جایى رسید كه مورد عنایت خاص الهى قرار گرفت . چنان كه روزى جبرئیل به هنگام نزول وحى گفت: «اى پیامبر، سلام پروردگار یكتا را به خدیجه برسان.» پیامبر اسلام نیز به خدیجه گفت: «اى خدیجه، اینك جبرئیل درود پروردگار را به تو ابلاغ مىكند». آنگاه خدیجه در پاسخ گفت: «خداوند خود سلام است و آغاز سلام و درود از اوست، و درود و سلام بر جبرئیل...» کدام یک از همسران نیز دارای چنین مقام والایی بودند که اینچنین در تارک تاریک آن روزهای اسلام بدرخشند ؟! بیاورید... اگر می توانید بیاورید ! در کدام کتاب معتبر و از قلم کدام سیره نویس و مورخ میتوان اینچنین در وصف عایشه ، حفصه و حتی ام سلمه آورد ؟! ( با آنکه ام سلمه نیز بسیار بزرگوار بوده است . ) از حضرت على علیه السلام روایت شده است كه فرمود: «این جمله را از خود پیامبر اسلام شنیدم كه فرمودند: بهترین زنان بنىاسرائیل در عصر گذشته، مریم بنت عمران، و بهترین زنان امت، امروز خدیجه بنت خویلد است. بخارى یكى از محدثین بزرگ اهل سنت كه یكى از شش «صحیح» عمده و معتبر جهان تسنن از آن اوست، نقل مىكند: «عایشه مىگوید: دربارهى هیچ زنى به اندازهى خدیجه حسرت نكشیدم و حسادت نبردم وقتى شنیدم كه پروردگارش او را به بهشت وعده داده است.» و این خدیجه بود که حامل بانویی شد که بهانه خلقت شد و همسری برای امیرالمومنین که یازده فرزند بزرگوارشان امامان و هادیان دین شدند . در وصف بزرگواری خدیجه همین بس که پیامبر فرمودند : هرگز خداوند متعال بهتر از او را بر من نصیب نفرموده است. او روزى كه من نیاز به كمك داشتم، به یارىام آمد و دستم را با مهر و عطوفت گرفت؛ روزى به من ایمان آورد كه جهانیان نسبت به من كفر مىورزیدند، و روزى مرا تصدیق كرد كه جهانیان تكذیبم مىكردند، خداوند از او به من اولاد عنایت كرد. آن روز ها کجا بودند برپا کنندگان سقیفه ...؟! و به راستی که باید غبطه خورد به چنین همراه و همسری آنجا که عایشه می گوید : روزى نمىشد كه پیامبر اسلام از خدیجه ذكر خیرى به میان نیاورد. به حدى كه روزى غیرت و تعصب زنانه بر من غالب شد و با همان حال (حسادت) گفتم: آیا او زن سالخوردهاى نبود كه خداوند متعال بهتر از او نصیب تو كرده است؟ (منظور عایشه از این سخن، ابراز وجود و بیان ارزش خودش بوده است، زیرا خود را كه زنى بسیار جوان بود با حضرت خدیجه مقایسه كرده و خواسته است كه امتیاز جوانى خود را مطرح كند. اما خودش ادامه مىدهد:) پیامبر اسلام به شدت غضبناك شد، به حدى كه موهاى جلوى سر مباركش از شدت غضب تكان خورد و آنگاه آن جملات تحسینآمیز را (كه فوقا نقل كردیم) دربارهى خدیجه بیان فرمود. و این نعمتی بود از جانب پروردگار که چنین همسر با درایتی را برای پیامبر و مادری مهربان را برای اسلام برگزید . ابناسحاق یكى از سیرهنویسان اولیه و معروف اسلام در این باره مىگوید: پیامبر اسلام هر چیز مكروهى را كه مىدید و مىشنید و هر ناروایى را كه بر او وارد مىگردید، محزون و متأثرش مىساخت، هنگام بازگشت به خانه با خدیجه در میان مىگذاشت. و خداوند به وسیلهى خدیجه، آن مكروه و ناروا را فرج و گشایش عنایت مىفرمود. خدیجه همواره او را به ثبات و مقاومت دعوت مىكرد و با درایت و عطوفت خود دردها و رنجها و آلام پیامبر را تسكین مىداد (و چنین شریك زندگى و غمگسار مهربانى همیشه یار و مددكار پیامبر بود) تا روزى كه خدیجه از دنیا رفت و یك غمخوار فهیم و مصاحب و مشاور مهربان و صمیم از دست رفت... آیا اینچنین با عایشه و حفصه پیامبر می توانست دردل گوید و با آنا هم سخن شود ؟! ابنسعد یكى دیگر از مورخین اسلامى، در كتاب طبقات مىنویسد: حضرت آدم در بهشت نگاهى به زندگى محمد صلی الله علیه و آله مىافكند و مىگوید: یكى از برتریهاى محمد صلی الله علیه و آله بر من این است كه همسر او در راه اجراى اوامر خداوند با شوهرش همكارى و مساعدت نمود، و حال آن كه همسر من، مرا در نافرمانى نسبت به دستورهاى الهى راه نشان داد. و خوشا به حال خدیجه آنجا که علمای خاصه و عامه آورده اند : كاملترین و بهترین زنان از نظر ایمان چهار تن بودهاند كه عبارتند از آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون)، مریم دختر عمران (مادر حضرت عیسى مسیح) خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر پیامبر اسلام.و چقدر پیامبر خدیجه را دوستمی داشت حتی بعد از فراق او که عایشه باز نقل میکند : هر وقت در منزل گوسفندى ذبح مىشد، پیامبر اسلام مىفرمودند: از گوشت آن براى دوستان خدیجه هم بفرستید. روزى به این وضع اعتراض كردم، ولى پیغمبر فرمودند: من دوستان خدیجه را نیز دوست مىدارم.
و براستی ... کجاست مثل خدیجه ...
بعد از آنکه در لحظه های آخر بانو خدیجه وصیت های خود را به پیامبر کردند ، اینگونه عرضه داشتند : یا رسول الله ! شما را وصیت می کنم به این دختر – و به فاطمه زهرا اشاره نمودند – این دختر بعد از من غریب است و یتیم ! کسی از زن ها قریش او را اذیت نکند . کسی به صورت او لطمه ای نزند ، به روی او داد نزند و مکروهی نبیند ...
اما ...
* برای محمد حسین عزیزم هم دعا کنید که زحمت طراحی عکس این پُست رو کشید .
اضافه کردن نظر