• عضویت
خانه  >  بانک آئینی  >  متن ترجمه و تفسیر قرآن کریم  >  جزء بیست و یکم  >  متن، ترجمه و تفسیر سوره مبارکه لقمان آیات 1 تا 10
( 0 Votes ) 

 

 

 

 

سوره لقمان‏

تمام اين سوره بگفتار ابن عباس در مكه نازل شده بجز سه آيه كه در مدينه آمده و آن «وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ ...» تا پايان سه آيه، ميباشد.

عدد آيات اين سوره از نظر اهل حجاز 33 آيه و از نظر ديگران 34 دانسته‏اند.

قراء كوفه «الم» را يك آيه و قراء بصره و شام «مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» را آيه‏اى ميدانند.

فضيلت اين سوره:

ابى بن كعب از پيامبر (ص) روايت كند كه فرمود آن كس كه سوره لقمان را بخواند در قيامت لقمان با او دوست بوده و ده برابر اجر آن كسى كه بخوبيها عمل كرده و از بديها دورى نموده باو پاداش داده ميشود.

محمد بن جبير عزرمى از پدرش و او از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود آنكه سوره لقمان را در هر شب بخواند خداوند سى فرد از ملائكه را بر او مى‏گمارد و تا بصبح او را از شرور شيطان و يارانش حفظ نمايند و اگر در روزش قرائت كند آنان تا غروب از شرور شيطان و ياران آن حفظش خواهند نمود.

تفسير و توضيح:

در پايان سوره روم خداوند در باره صحت پيامبرى، خاتم الانبياء (ص) سخن فرمود و اينك با آياتى در باره قرآن اين سوره را آغاز ميفرمايد.

[سوره لقمان (31): آيات 1 تا 10]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

الم (1) تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ (2) هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ (3) الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)

أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ (6) وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ (7) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ (8) خالِدِينَ فِيها وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (9)

خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (10)

ترجمه:

اينست آيت‏هاى كتاب استوار. راهنمايى و رحمتى براى نكوكاران. آنان كه بپاى ميدارند نماز را و مى‏پردازند زكاة را و ايشان بآخرت (روز قيامت) يقين دارند آنان بر راهنمايى از پروردگار خود بوده و رستگار ميباشند. و از مردم‏اند بعضى كه ميخرند كلام بيهوده را تا (گذشته از خود دگران را نيز) گمراه كنند از راه خدا بنادانى و آن را باستهزاء ميگيرد. براى ايشان عذابى خوار كننده خواهد بود.

و گاهى كه خوانده شود بر او آيات ما از روى تكبر پشت كند گويا كه آن را نشنيده، گويى در دو گوشش سنگينى بوده پس بشارتش ده بعذابى دردناك. البته آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند براى ايشان باغهاى نعمت است. هميشه در آن خواهند بود، وعده خدا راست و او غالب و درست كردار است. آفريده آسمانها را بدون ستونى كه ببيندش و افكنده در زمين لنگرهايى (كوه‏هايى) تا نبادا بلرزد بر شما و پراكنده در آن از هر نوع جنبده‏اى و فرستاديم از آسمان آب را پس رويانيديم در آن (زمين) از هر صنف گياه جفتى نيكو.

قرائت:

و رحمة: «حمزه» آن را برفع و ديگران بنصب خوانده‏اند.

و يتخذها: «اهل كوفه» بجز «ابى بكر و يعقوب» آن را بنصب (ذال) و ديگران برفع خوانده‏اند.

ليضل: در گذشته گفتيم كه «ابن كثير و ابا عمر و يعقوب» آن را با فتحه «ياء» خوانده‏اند.

اذنيه: «نافع» اين كلمه را در هر كجاى قرآن كه باشد با سكون «ذال» مى‏خواند.

دليل:

و رحمة: «ابو على و زجاج» گويند بنا بر نصب، اسم مبهم و حال بوده و در تقدير «فى حال الهداية و الرحمة» ميباشد و بنا بر رفع خبر براى مبتداء محذوف و تقدير كلام «هو هدى و رحمة» خواهد بود.

و يتخذها: بنا بقول رفع عطف بر فعل اول بوده يعنى «من يشترى و يتخذ» و بنا بقول نصب عطف به «ليضل» خواهد بود، و اما ضمير (ها) ممكن است به الحديث راجع شود زيرا او بمعنى جمعى در اينجا اراده شده و ممكن است به (سبيل) برگردد و او مؤنث هم استعمال ميشود چنان كه در آيه شريفه فرموده «قُلْ هذِهِ سَبِيلِي» و ممكن است هم به (آيات) راجع شود كه در دو آيه جلوتر فرمود «تلك آيات الكتاب».

اعراب:

ليضل: مفعول آن محذوف و تقديرش «ليضل الناس» است.

بِغَيْرِ عِلْمٍ: در محل نصب و حال ميباشد و تقدير كلام «ليضل الناس جاهلا» بوده و يا بجاى كلمه جاهلا «غير عالم» خواهد بود.

كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها: كاف در آن و همچنين در «كأن فى اذنيه» حال بوده و آنان را تشبيه بر كران نموده است.

لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ: در اينجا «جنات» بنا بر هر دو مذهب مرفوع و خبر براى مبتداء است.

وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا: «وعد» مصدر فعل محذوف بوده و «حقا» صفت او ميباشد و در تقدير «وعد اللَّه وعداً حقا» خواهد بود.

بِغَيْرِ عَمَدٍ: در اينجا «غير» ممكن است صفت براى محذوفى كه به باء مجرور شده، باشد و در تقدير «بعمد غير عمد ترونها» شود و «ترونها» در محل خبر و صفة «غير عمد» و تقديرش «غير عمد مرئية» خواهد بود.

و ممكن است «غير» در اينجا بمعنى «لا» يعنى نفى باشد. و بنا بر هر دو صورت «باء» متعلق به «خلق» مى‏باشد و ممكن است كه «باء» بمعنى حال براى «السماوات» و يا آنكه متعلق به «ترون» بوده و جمله حال براى «خلق» گردد و در تقدير «خلق السماوات مرئية بغير عمد» خواهد بود.

أَنْ تَمِيدَ: در محل نصب و مفعول له ميباشد و تقدير چنين است «حذر أن تميد» و يا «كراهة ان تميد».

شأن نزول:

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ: اين آيه درباره «نضر» نازل شده و او فرزند حرث او فرزند علقمه او فرزند كلده او فرزند عبد الدار او فرزند قصى بن كلاب ميباشد، و چنان كه «كلبى» گفته او بسوى مملكت فارس مسافرت مينمود و اخبار عجم و حكايات آنان را ميگرفت و پس از مراجعت به مكه براى قريش بيان ميكرد و ميگفت محمد (ص) براى شما اخبار قوم عاد و ثمود را ميگويد و من حكايت رستم و اسفنديار و اكاسره عجم را گويم و با اين ترتيب مردم را بدور خود جمع نموده و از شنيدن آيات قرآن باز مى‏داشت.

اما «ابن عباس» گويد: اين آيه در باره شخصى نازل شد كه كنيزى را خريده تا برايش آوازه‏خوانى و تغنى كند. و همين نظر را حديث پيامبر (ص) تأييد مى‏كند كه فرمود «تعليم تغنى حرام و نيز فروش و پولهايى كه از آن بدست ميآيد حرام است و در قرآن شريف هم فرموده وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي ... و سوگند بخداوندى كه جان من در دست او است، هيچ انسانى صداى خود را به آوازه‏خوانى بلند نكند مگر آنكه دو شيطان در كنارش قرار گرفته دو پاهاى خود را به سينه و پشت او مى‏كوبند تا زمانى كه ساكت شود».

مقصود:

الم: تفسيرش در اول سوره بقره گذشت.

تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ: اينست آيت‏هاى كتاب استوار و تفسيرش پيش از اين بيان شد.

هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ: راهنما و نعمتى براى آنان كه اطاعت- پروردگار نموده و بوظائف انسانى عمل مينمايند- و گفته شده مقصود يكتاپرستان‏اند و بعضى گويند مراد كسانى هستند كه كارهاى شايسته انجام ميدهند، سپس آنان را خداوند بجمله ذيل توصيف فرموده:

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ: آنان كه نماز را بپاى داشته و زكاة- حقوق فقراء- را تأديه مينمايند.

وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ: و ايشان بروز باز پسين- قيامت- يقين دارند.

أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: ايشان بر هدايتى از پروردگار خويش بوده و آنان رستگار خواهند بود.

سپس خداوند دسته ديگرى از مردم را چنين توصيف فرموده:

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ: و از مردم كسانى هستند كه مى‏خرند كلام بيهوده را- و بدنبال او رفته و افكار خود و دگران را بآن مشغول مى‏سازند- اكثر مفسرين بر آنند كه مقصود از لهو الحديث در اينجا غنا يعنى موسيقى و آوازه خوانى مى‏باشد چنان كه از «ابن عباس و ابن مسعود و دگران» همين تفسير آمده و از امام باقر و امام صادق و حضرت رضا عليهم السلام نيز در اين باب روايت آمده كه تغنى از جمله لهو الحديث و كلام بيهوده است.

و از امام صادق (ع) روايت آمده كه فرمود مقصود طعن زدن بحقايق و استهزاء به آن است كه بعضى از مردم جاهل بآن مشغولند- چنان كه ابو جهل و همفكرانش اقدام بآن نموده زيرا ابو جهل بمردم قريش ميگفت كه آيا من زقوم‏اى كه همنشين تان (محمد، ص)، شما را از آن ميترساند بشما ندهم و نخورانم، سپس دستور داد كره و خرما براى آنان حاضر نمودند و مى‏گفت اين زقوم‏اى كه شما را از آن ميترساند.

سپس حضرت فرمود از اقسام طعن به حق تغنى و آوازه است.

و بنا بر اين هر چه كه انسان را از راه خدا و اطاعت او باز ميدارد داخل در آيه بوده و جزو لهو الحديث خواهد بود چه از كارهاى بيهوده باشد و يا استعمال آلات موسيقى و يا آنكه به قرآن كتاب آسمانى استهزاء نمودن چنان كه «ابو مسلم» بهمين مطلب در تفسير آيه اشاره كرده و عطا گويد: مقصود «كارهاى بيهوده و دروغ» است.

و خلاصه همانطور كه «قتاده» و كلبى گويد هر چه جزو لهو و لعب بشمار ميرود و يا سخن دروغ بوده و از نظر قرآن بيهوده معرفى شده همه جزو آيه ميباشد.

«واحدى» باسناد خود از «نافع» و او از «ابن عمر» نقل كرده كه از رسول خدا (ص) در تفسير اين آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ» شنيدم كه ميفرمود در راه باطل و لهو سخاوتمند و خراج بوده اما دينارى در خيرات مصرف نخواهد نمود و نيز باسناد خود از ابى هريره و او از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود «كسى كه گوش خود را در اين جهان از غنا و آوازه پر كند هرگز در قيامت شنيدن صداى روحانيين باو اجازه داده نخواهد شد» سؤال شد روحانيين در قيامت كيانند، فرمود:

قاريان و خواننده‏گان بهشتى.

لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ: تا گذشته از خود ديگران را نيز از راه خدا گمراه سازد. و اما كسانى كه (ليضل) را بفتح ياء خوانده‏اند معنى آنكه خود بگمراهى افتاده و عاقبت كارش ضلالت است چنان كه «قتاده» ميگويد آنكه راه باطل را بر حق ترجيح داده و اختيار نموده است. و بنا به نقل «ابن عباس» مقصود از سبيل اللَّه قرائت (و عمل باحكام) قرآن و ذكر پروردگار جهان جلت عظمته ميباشد.

بِغَيْرِ عِلْمٍ: بى آنكه در راه و رسم خود كه انتخاب نموده دانش و آگاهى داشته باشد.

وَ يَتَّخِذَها هُزُواً: و آن را باستهزاء ميگيرد و مقصود آيات قرآن و يا راهى كه موجب تقرب پروردگار است و از او به سبيل اللَّه تعبير شده، ميباشد، كه آن را باستهزاء ميگيرد.

أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ: براى ايشان عذابى خوار كننده كه خداوند بسبب آن ايشان را خوار و ذليل كند خواهد بود.

وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِ آياتُنا: و زمانى كه قرائت شود بر او آيت‏هاى ما يعنى آيات قرآن كريم.

وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها: پشت كند و بسبب تكبر از شنيدن او اعراض نمايد و خود را بالاتر از آن ميداند كه سخن حق را بشنود تو گويى اصلا آن را نشنيده است.

كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً: گويا در گوشهايش سنگينى بوده و كر باشد كه مانع از شنيدن آيات پروردگار است.

فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ: پس بشارت ده باو اى پيامبر (ص) بعذابى كه دردناك باشد در قيامت.

سپس خداوند صفات مؤمنان را كه تصديق دستورات پروردگار نموده‏اند تذكر داده و ميفرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ: البته آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند براى ايشان در قيامت باغهاى نعمت بوده و از آن بهره بردارى مينمايند.

خالِدِينَ فِيها: هميشه در آن باغها جاويدانند.

وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا: وعده خداوند راست بوده و هرگز در آن تخلف نخواهد نمود.

وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ: و او غالب و قادر در انتقام- كافران و گنهكاران- بوده و در جميع كارها و دستورات خود صحيح و درست كردار است و آنچه را كه بر اساس مصلحت باشد انجام خواهد داد.

سپس خداوند از افعال خود در نظام طبيعت كه دليل بر توحيد او است تذكر داده چنين ميفرمايد:

خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها: آفريد آسمانها را بدون ستونى كه ببينيد شما آن را- و مقصود نفى است- يعنى اگر ستونى مى‏داشت حتماً شما مى‏ديدش زيرا ستونى كه آسمان را نگهدارد بايد محكم و بزرگ باشد و تازه خود او هم احتياج به ستونهايى ديگر داشته، اما ستونى ندارد- و اين خود بهترين دليل بر وجود و قدرت حكيمانه پروردگار جهان است- و از «مجاهد» نقل شده كه- يعنى ستونهايى كه شما آنها را ببينيد ندارد ولى اين سخن نادرست و تفسير صحيح همان قول اول است.

وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ: و افكنده در زمين لنگرهايى و آن كوه‏هاى ثابت و ميخ كوب شده بر زمين است تا مبادا بلرزد بر شما- و همه‏يتان را هلاك كند-.

وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ: و پراكنده نموده و در هر نقطه‏ى زمين از جنبندگان و جانداران- از انسان گرفته تا ساير حيوانات ريز و درشت بانواع مختلفه و باقسام متفاوته- وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً: و فرستاديم از آسمان باران را.

فَأَنْبَتْنا فِيها: پس در زمين بسبب آن آب گياه رويانيديم.

مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ: از هر صنف جفتى- گياه كه- زيبايى خاص و ميوه‏اى پاكيزه دارد.

- و اينها هر يك دليل روشنى بر وجود و قدرت لا يزال خداوند هستى در نظام حكيمانه جهان مخلوقات است-.

نظرات   

 
0 #1 بهی 1390-12-25 10:33
عالی شاید
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

پنج شنبه, 04 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16572
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11832522

اوقات شرعی



آخرین نظرات