
در انسان، به ویژه جوانان، معمولاً حسی وجود دارد که آن را حس برتری طلبی می نامیم. حالات جوانی، به دلیل تحول و دگرگونی ها سریع و متضاد، گاهی جوان را به کسب مقامات عالی و کمالات نفسانی دعوت می کند، که بسی زیبنده و عالی است؛ ولی گاهی تغییر مسیر داده، به حس گردنکشی، غرور، طغیان، حق کشی و ظلم به دیگران، تضیع حقوق دیگران، قرار گرفتن در جایی که جای او نیست و تصاحب حقی که حق او نیست منجر می شود که بسیار ناپسند است.
به عبارت دیگر، تقوا و عدالت اسلامی حکم می کندکه هر کس به حق خود قانع باشد و هرگز به دنبال گرفتن حق دیگران یا به دست آوردن مقام و پستی که شایسته آن نیست نرود؛ هر چند بخواهند به او بدهند، نپذیرد و دیگران را بر خود مقدم دارد. خود را برتر از دیگران نشان دادن و تلاش نمودن برای جلو افتادن خود و عقب زدن دیگران، از صفات ناپسند و از عدالت و تقوای اسلامی به دور است. این جا است که می گوییم جوان باید حس تقدم خواهی و برتری طلبی خود را کنترل و متعادل سازد و در مسیری آن را هدایت کند که همراه با تقوا و عدالت و عدم تجاوز به حقوق دیگران باشد. به حق خود قانع بودن و شایسته سالاری را باور داشتن یک اصل مورد توجه اسلام است.
پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله می فرماید:
«من تقدّم علی المسلمین و هو یری انّ فیهم من هو افضل فقد خان الله و رسوله والمسلمین»
کسی که خود را بر سایر مسلمانان مقدم بدارد و ادعای برتری نماید، با این که می داند از او بهتر نیز وجود دارد، به خدا و رسول و مسلمانان خیانت کرده است.
و نیز می فرماید: «من امّ قوماً و فیهم من هو اعلم منه او افقه لم یزل امرهم الی سفال الی یوم القیامة»[1]
هر که پیشوایی گروهی را بر عهده بگیرد، در حالی که از او داناتر و کاردان تر وجود دارد، آن جامعه (که رهبری خود را به دست نااهلان داده) تا روز قیامت به سمت سقوط، تنزل و انحطاط حرکت خواهد کرد!
امام صادق عليه السلام می فرماید:
«من ادّعی الامامة و لیس من اهلها فهو کافر»[2]
هر که بدون داشتن لیاقت و کفایت ادعای رهبری کند کافر است.