دوشنبه ، 13 مهر 1388 ، 11:26
برای آن که کامل بودن خدا را بفهمیم، اول باید ناقص بودن خودمان را بفهمیم. با چند سوال، منظور مرا خیلی خوب متوجه خواهی شد.
عزیز دلم! بگو ببینم آیا ما میتوانیم کره زمین را حرکت بدهیم؟ آیا میتوانیم یک مورچه درست کنیم؟ آیا میتوانیم بگوییم که دقیقا در صد سال آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟ آیا میتوانیم یک سال، بدون آب و غذا زنده بمانیم؟ آیا میتوانیم یک سال نخوابیم و پیوسته بیدار باشیم؟ آیا میتوانیم مُردهای را زنده کنیم؟ آیا میتوانیم جای شب و روز را با هم عوض کنیم؟
پاسخ این پرسشها آن است که نه، ما نمیتوانیم این کارها را انجام دهیم؛ زیرا ما ناقص هستیم. قدرت ما در مقابل قدرت خدا هیچ است. دانش ما در مقابل علم و دانش خدا بسیار اندک است. اصلا ما در مقابل خدا بسیار بسیار کوچک و بسیار بسیار ضعیف هستیم.
ما موجوداتی ضعیف و نیازمندیم و در کل جهان، بسیار کوچکیم؛ حتی کره زمین به این بزرگی در مقایسه با کل دنیا، بسیار کوچک است.
همه وجود ما انسانها نیاز است. ما به غذا نیاز داریم؛ به هوا نیاز داریم، ما به آب نیاز داریم؛ به خواب نیاز داریم؛ این نیازها نشان میدهد که ما ناقص هستیم.
کامل کسی است که به چیزی نیاز ندارد و دانش و قدرتش خیلی خیلی زیاد است. به نظر ما مسلمانان، کاملترین موجود، خداوند است. در سوره (قل هوالله) آمده است که: (الله الصّمد)؛ «خدا بینیاز است.» اگر خدا ناقص بود، باید از دانش و قدرت دیگران استفاده میکرد؛ اما چون کامل است، به هیچکس نیازی ندارد.
خدا هیچچیز کم ندارد. دانش و قدرت و هنر و مهربانی او کامل است؛ او از هر نظر کامل و بیعیب است.