دوشنبه ، 13 مهر 1388 ، 11:35
چرا خدا حیوانات بیچاره را طوری آفریده است که آنها نتوانند حرف بزنند؟
حیوانات مثل ما انسانها سخن نمیگویند؛ اما آنها هم با همدیگر حرف میزنند و گفتوگو میکنند. خدای مهربان، به آنها هم امکاناتی داده است که با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ البته شکل حرف زدن هر کدام از حیوانات با یکدیگر فرق میکند. هر حیوان به زبان خودش حرف میزند؛ مثلا زنبور عسل وقتی گل تازهای پیدا میکند، با حرکات مخصوص خود، وجود آن گل را به دوستانش خبر میدهد و با این حرکات حتی نوع آن گل و فاصله آن تا کندو را نیز مشخص میسازد.
شکل دیگر حرف زدن حیوانات با هم، پخش بو در اطراف است؛ مثلا وقتی مورچهها و موریانهها دشمن را نزدیک خود ببینند، با پخش بوهایی، به دیگر دوستانشان هشدار میدهند. یا با پخش بوهای مخصوصی، به همدیگر میفهمانند که حال ملکه چگونه است.
حتی همین صداهای به ظاهر بیربطی که ما از حیوانات میشنویم، دارای معنایی است که خود آنها میفهمند. یکی از دانشمندان درباره صدای غازها مطالعه کرده و این طور نتیجه گرفته است:
هنگامی که غازها پشت سر هم صدا میکنند یا هفت بار پشت سر هم میگویند: «قار»، یعنی مزاحم ما نشوید. ما این جا خوراکی داریم و وضع ما خوب است.
اگر فقط ششبار بگویند: «قار»، یعنی خوراکی در میان علفزار، زیاد نیست. بگذارید کمی دیگر علف بخوریم و آهسته پیش برویم.
اگر پنجبار «قار» بزنند، یعنی باید سرعت، کمتر شود.
اگر فقط سهبار «قار» بزنند، یعنی دقت کنید؛ آهستهتر.
اگر یک غاز بخواهد بفهماند که نمیخواهد بپرد، بلکه با حداکثر سرعت راه خواهد رفت، در میان صداهایش سه بار «قار» میزند، ولی این دفعه با صدایی بلندتر و تیزتر.
هنگامی که سگی نزدیک غازی میشود، غاز با یک صدای «ران» به دیگران هشدار میدهد که سگ نزدیک است.
پس میبینی که خدا حیوانات را هم از نعمت حرف زدن با یکدیگر بهرهمند کرده است. ما گرچه میگوییم «حیوانات زبانبسته»، ولی این طور نیست که آنها نتوانند با هم حرف بزنند.
جالب است بدانی که قرآن هم حرف زدن حیوانات را تاکید کرده است. در آیه18 سوره نمل، به سخن گفتن مورچهها با یکدیگر اشاره شده است؛ وقتی حضرت سلیمان وارد سرزمین مورچهها شد، یک مورچه به بقیه مورچهها گفت: «به لانههای خود بروید تا سلیمان و لشگرش شما را پایمال نکنند.» قرآن این حرف مورچه را نقل کرده و در آیه 19 همان سوره، آورده است که سلیمان از سخن مورچه خندهاش گرفت.
خلاصه آن که شاید در نظر ما، حیوانات لال و بیزبان باشند؛ اما آنها نیز با همنوعان خود حرف میزنند و حتی ذکر خدا هم میگویند.