
کارشناسان در حال مطالعه روی اثرات روانی دیدن عکس و فیلم های محرک جنسی(pornogeraphy) هستند.آنها معتقدند که دیدن این صحنه ها می تواند اعتیاد آور باشد و برای سلامت روحی افراد مضر است و از اصطلاح سمی بودن(toxic) برای افراد استفاده میکنند... و اثر ان را با کوکائین مقایسه کرده اند.
یک روانپزشک معتقد است که با دیدن مکرر این صحنه ها.. شخص بطور نا خود آگاه به انجام ارضاء جنسی از طرق غیر عادی تمایل پیدا میکند.. مثل: سکس با حیوانات, سکس گروهی, و سادومازوخیسمی با شریک جنسی خودش که یکجور انحراف جنسی تلقی میشود
سادو مازوخیسم جنسی
قبل از اینکه اینترنت گسترش پیدا کند..شما برای اینکه به این تصاویر دسترسی داشته باشید.. مجبور بودید مجله سکسی بخرید.. یا فیلمی را اجاره کنید( البته منظور در کشور های خارجی).. اما اکنون 420 میلیون سایت شخصی سکسی در اینترنت وجود دارد( قبل از فیلترینگ اینترنت در ایران).
شکی نیست که دیدن این تصاویر روی زندگی فرد اثر منفی واضحی دارد( خارج از مسائل روانی نامطلوب).. مثل: استفاده اعتیاد آور از کارت اعتباری, بی خوابی, انجام ندادن مسئولیت های روزانه. از طرف دیگر بعضی روانپزشکان مایل هستند از وآژه وسواس استفاده کنند تا اعتیاد...گرچه گاهی افتراق بین اعتیاد و وسواس ممکن نیست.
اما این تشخیص اهمیت زیادی دارد.خیلی از افرادی که این مقالات رو تحت عنوان اعتیاد به سکس مطالعه می کنند و روی خودشون امتحان می کنند.. احساس میکنند به سکس اعتیاد پیدا کرده اند.
اما هنوز تعریف روانپزشکی واضحی از اعتیاد به سکس نداریم.از طرف دیگر روانپزشکان دیگری معتقدند که باید همان معیار هائی که برای اعتیاد به قمار و مواد مخدر و محرک بکار میرود رو برای اعتیاد به سکس نیز استفاده کنیم. روانپزشکانی که با چنین بیمارانی سروکار دارند.. معتقدند که اونها بیمارانشان رو مثل سایر معتادان درمان میکنند.این روانپزشکان معتقدند که همان طور که در اعتیاد به مواد مخدر.. نیاز به استفاده از مواد بیشتری برای کسب رضایت روانی هست...
که در این مسئله هم وجود دارد و بیمار برای کسب همان احساس قبلی خودش نیاز دارد که وقت بیشتری برای این مسئله بگذارد و پروسه معیوب بیشتری ایجاد میشود.
علتی که باعث مراجعه به تصاویر دور از اخلاق جنسی ذکر شده اینها هستند:
1- دیدن جنبه تفریحی سکسی که در رویاها تصور می کنند.
2-در افراد متاهل چون نمی توانند نوع خاصی از سکس را با شریکشان مطرح کنند ... در کتب و مجلات و فیلم و سایت ها جستجو می کنند.
3-تحریک انها برای خود ارضائی
علت دیگر مراجعه افراد به چنین تصاویری. ان است که انها از قبل دوست داشتند که روش خاص مقاربت جنسی را با شریکشان داشته باشند.. اما به دلائلی نتونسته اند...
یکی دیگر از دلائل مراجعه به تصاویر غیر اخلاقی تحریک شدن برای انجام خود ارضائی است.
پورنو گرافی- اولین تغییر(اعتیاد)
اولين تغييري كه رخ ميدهد، اثر اعتيادي است. مصرفكننده هرزهنگاري به آن معتاد ميشود. وقتي آنها يك بار از مطالب هرزه استفاده كنند، دوباره به آن رجوع ميكنند و اين روند، بارها و بارها تكرار ميشود. به نظر ميرسد كه اين مطالب،يك محرك قدرتمند جنسي برميانگيزد كه به دنبال آن، آزادسازي شهوت، اغلب توسط استمنا صورت ميگيرد. هرزهنگاري، تصوير بسيار قدرتمند و هيجانآلودي ايجاد ميكند كه دائماً به ذهن فرد خطور ميكند و او آنها را در مخيله خود تفصيل ميدهد.
افراد به هنگام اعتياد به هرزهنگاري، به تنهايي نميتوانند از شر آن خلاص شوند و آن را كنار بگذارند. عليرغم اين كه اين اعتياد، عواقب وخيميمثل طلاق، از دست دادن خانواده و مواجهه با قانون (در موارد تهاجمات جنسي، آزار يا سوء استفاده از همكاران) را به دنبال دارد.
همين طور پي بردم كه بسياري از بيماران من كه داراي درجه هوشي بالايي بودند، آسيبپذيرتر بودند، شايد علت آن، قدرت خيال پردازي آنان بود كه آنها را بيشتر به اعتياد نزديك ميساخت. در حالي كه هر مردي در اين مورد آسيب پذير است، اما تجربه من نشان ميدهد كه وكلا، حسابدارها و افراد مرتبط با رسانهها، در برابر اين اعتيادات، بيشتر آسيب پذير هستند.
با اين وجود، گروهبان باب ناوارو كه مدت طولاني بازرس صنعت هرزهنگاري در دپارتمان پليس لسآنجلس بوده است، ميگويد: «قبول داشته باشيد يا نداشته باشيد، هر چه قدر افراد، باسوادتر باشند، به هرزهنگاريهاي بيشتري معتاد ميشوند و البته پول بيشتري هم خرج آن ميكنند.
افراد بسياري اعتراف كردهاند كه اعتياد افراطي به اين مطالب داشتهاند و كل زندگيشان را صرف آن كردهاند؛ ساعتها استمنا كردهاند و هميشه به دنبال موارد وقيحانهتر ميگردند. همانند يك معتاد الكلي يا افيوني، آنها همواره به دنبال ارضاي بيشتر و مطالب مستهجنتر هستند، اما زمان بيشتري طول ميكشد كه ارضا شوند و OK را بگويند.
براي غير معتادان، فهم طبيعت كاملاً تحريك شده معتادان جنسي، دشوار است. هنگاميكه «موج» آنها را ميگيرد، هيچ چيز نميتواند آنها را از كار خود باز دارد، چه نگاه كردن به مطالب مستهجن همراه با استمنا باشد، چه عمل جنسي با فاحشهها، و چه تجاوز به كودكان يا يك زن باشد.
يك مثال ميتواند در توصيف اين مسأله كمك ساز باشد: رالف، يك معتاد جنسي است كه 12 سال پيش ازدواج كرده و داراي سه بچه است. او در انجام مراسم مذهبي خود فعال بوده و صادقانه به اصول والاي اخلاقي پاي بند بود. او به «ده فرمان» اعتقاد داشت و با زنا مخالف بود.
وقتي كه هرزهنگاري به زندگي او وارد شد، منجر به اعمال جنسي او با فاحشهها شد. بعد از هر عمل، او از خدا درخواست مغفرت ميكرد و گريه ميكرد كه اين كار را ديگر تكرار نخواهد كرد، اما دوباره مرتكب اين عمل ميشد.
از آنجا كه مقدمه هر عمل زناكارانه، استفاده از هرزهنگاري است، ما تصميم گرفتيم كه او را از وابستگي به اين مطالب مستهجن رها سازيم. من از او خواستم كه براي من يك چك هزار دلاري بنويسد، مبني بر اين كه اگر 90 روز از هرزهنگاريها استفاده نكرد، من چك را به او پس بدهم. الف دوست داشت پولش را از دست ندهد و كاملاً از راهبرد ما پيروي ميكرد.
او ميگفت: «هيچ راهي براي ديدن فيلمها و مجلات كثيف براي من وجود ندارد، چرا كه من ميدانم با اين كار، هزار دلار را از دست خواهم داد.»
او تا مدتي به طرز فوق العاده اي در برابر وسوسهها مقاومت كرد، ولي در روز هشتاد و هفتم و در يك سفر تجاري، دوباره به مطالب مستهجن روي آورد و به يك فروشگاه كتاب مراجعه كرد و به مدت 90 دقيقه عنان از كف داد.
وقتي كه هفته بعد او را ديدم، گريه كنان اعتراف كرد كه هزار دلار را از دست داده است.
از آنجا كه او 87 روز سنجيده عمل كرده بود، من به او يك فرصت ديگر دادم. بنابراين، يك دوره 90 روزه جدي ديگر را آغاز كرديم. ما هر دو معتقد بوديم كه اگر او توانسته 87 روز پاك بماند، مطمئناً ميتواند 90 روز ديگر هم اين كار را انجام دهد، خصوصاً اين كه، اين كار به معناي بازگشت 1000 دلار او بود.
اين بار او فقط 14 روز دوام آورد.
او پول خود را از دست داد و من آن را صرف كارهاي خيريه كردم. او شديداً تعهد داده بود تا اعتياد خود را ترك كند تا بتواند زندگي خود را حفظ كند و به مباني مذهبي خود پاي بند بماند، اما موضوع اين نبود.
به عقيده من، اگر او ده هزار دلار هم به من ميداد، دوباره خلف وعده ميكرد. هنگاميكه موج شهوت آنها را فرا ميگيرد، به پيامدها و هزينههاي ان بي توجهند. اعتياد آ نها به طور مجازي بر زندگي آنها حكم ميراند..
نظرات
درد رو گفتی درمان رو هم بگو
فید RSS نظرات این پست