1-جریان فدک
...
وقتي کلام به اينجا رسيد ابوبکر گفت: آيا شاهدي هم داري؟ فاطمه (سلام الله عليها) گفت: پيامبر در برابر چشم مسلمانان اين کار را کرد. سپس منتظر شهادت مسلمانان شد. اما سکوت پاسخي بود که دريافت نمود. هيچ کس حاضر به شهادت نشد.
خط تبليغي حکومت مبني بر اينکه فدک از اموال مسلمانان است و نمي تواند در اختيار دختري جوان قرار گيرد، از جمله ي دلايل اين سکوت است. از سوي ديگر عدم قدرت عقل و تفکر مردم مانع شهادت دادن آنها شد. گر چه شخصيت فاطمه(سلام الله عليها) در بين مردم محترم بود، اما شخصيت پردازي براي ابوبکر به اندازه اي بود که آنان را در تشخيص حق و باطل سرگردان ساخت. بسياري ديگر نيز تماشاچياني بودند که ترجيح مي دادند در سياست دخالت نکرده همرنگ جماعت باشند.
تنها ام ايمن و علي (عليه السلام) براي شهادت حاضر شدند. ام ايمن پيش از اينکه شهادت خويش را بيان کند خطاب به ابوبکر گفت: من خود تو را شاهد مي گيرم آيا اين سخن را از پيامبر شنيده اي که ام ايمن از زنان بهشتي است؟ ابوبکر سخن او را تاييد کرد. ام ايمن پس گرفتن اين اقرار از او شهادت داد که پيامبر فدک را به زهرا(سلام الله عليها) بخشيده بود.علي(عليه السلام) هم به مانند او شهادت داد. اينجا ابوبکر مجبور به نوشتن دال بر مالکيت زهرا(سلام الله عليها) بر فد ک شد و آن را به زهرا(سلام الله عليها) داد .اما اهميت اين موضوع آن قدر کم نبود که به آساني از آن دست بردارند و بنابر اين به سرعت عمر را خبر کردند و در همان حين عمر وارد شد و پرسيد اين نوشته چيست ؟ابوبکر گفت: فاطمه (سلام الله عليها) درباره ي فدک ادعا کرد و ام ايمن و علي (عليه السلام) شهادت بر آن دادند و من نوشته اي بر آن نوشتم. عمر بلافاصله نوشته را گرفته و بر آن آب دهان انداخته، پاره اش کرد و گفت: فدک سهم مسلمين است. اوس بن حدثان و عايشه و حفصه شاهدند که پيامبر گفته است: ما ارث نمي گذاريم افزون بر اين، شهادت آن دو قبول نيست. علي (عليه السلام) همسر اوست و به سمت خود مي کشد .ام ايمن هم زن است و شهادتش به تنهايي کافي نيست.
در اينجا عمر حضرت (سلام الله عليها) را مضروب ساخت و زهرا(سلام الله عليها) گريان خارج شد. علي (عليه السلام) به مسجد آمد و فرمود: آيا بر ما به خلاف حکم خدا در ميا ن مسلمين حکم مي کني؟ او پاسخ داد نه. علي (عليه السلام) گفت: اگر در دست مسلمين چيزي باشد که آن را تمليک کرده باشند سپس من آن چيز را ادعا کنم از چه کسي بينه مي خواهي؟ پاسخ داد: از تو. امام فرمود: پس چرا از فاطمه(سلام الله عليها) درباره ي چيزي که در دستش بود و پيامبر در حياتش به ملک او در آورده بود، دلبل خواستي و از صاحب يد دليل نمي خواهي .هيچ کس ار ذواليد دليل نمي خواهد. البينه علي المدعي و اليمين علي من انکر تو که ادعا مي کني اين مال از آن او نيست بايد بينه بياوري. عمر گفت: اين فيئ مسلمين است که در دست فاطمه (سلام الله عليها) بود. علي(عليه السلام) فرمو د: بگوييد آيه ي« انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت ويطهرکم تطهيرا» درباره ي ما نازل شد يا درباره ي شما؟ آنها گفتند: درباره ي شما .حضرت ادامه داد: حال اگر شهودي بيايند و به فحشا يا دزدي فاطمه (سلام الله عليها) شهادت دهند شما آن را تصديق مي کنيد؟ عمر گفت: آري و حد را بر او جاري مي کنم، همان گونه که بر زنان مسلمين حد مي زنم. امام(عليه السلام) فرمودند: در اين صورت تو بر دين محمد (صلي الله عليه و آله) نيستي و از کافران خواهي بود. چرا که شهادت خداوند بر طهارت او را نپذيرفته و شهادت غير او را پذيرفتي. در اينجا مردم زير لب غرولند مي کردند و بعضي هم مي گريستند و مي گفتند والله حق با علي (عليه السلام) است. و امام به خانه بازگشتند .
از اين نقطه جهت عوض شد و غاصبا ن آن روي سکه يعني توسل به خشونت را در دستور کار خويش قرار دادند. از سوي ديگرحضرت زهرا(سلام الله عليها) هم از چالش پيش آمده در موضوع فدک عبور کرده، بحث را به موضوع اصلي يعني غصب ولايت کشاند. در واقع با چالش فدک پرسشي در ذهن مسلمانان ايجاد شد و زمينه ي طرح موضوع اساسي ايجاد شد.
پس از درگيري عمر با حضرت زهرا (سلام الله عليها) و غصب فدک حضرت زهرا(سلام الله عليها) بار ديگر به مسجد آمد. از اينجا به بعد راه براي مطرح کردن موضوع علي بن ابي طالب (عليه السلام) و بيان انحراف ابوبکر از مسير مهيا مي شود. حضرت خطبه اي طولاني ايراد مي کنند و در آن از توحيد آغاز مي کنند، بسياري احکام اسلام ر ا با اشاره به فلسفه ي اجمالي تبيين مي کنند و از مردم به دليل کوتاهي در امر ولايت و حقوق علي (عليه السلام) گلايه ميکنند.
اين خطته معروف به فدکيه کسي ار اصحاب را به حمايت از فاطمه(سلام الله عليها) بر نيانگيخت! ابوبکر لب به سخن گشود و گفت: اي دختر رسول الله، من اين کارها را از طرف خود انجام ندادم بلکه اين مردم مرا امير و رئيس خود قرار دادند. اين گفتار بدين معناست که اي دختر رسول الله گفتي ومردم نيز شنيدند و پاسخ مثبتي به تو ندادند، بنابراين برگرد و در خانه ات بنشين. ابوبکر با اين گفتار مي خواست بر اين تهديد غلبه کند. حضرت زهرا(سلام الله عليها) پس از اين مسير مبارزه ر ا تغيير مي دهد و مبارزه را به شکلي ديگر آغاز مي کند.
...
نظرات
فید RSS نظرات این پست